خبرگزاری مهر، گروه استانها: جاده کندوان گاه تا ۲۴ ساعت یکطرفه می شود ، این اقدام برای مسافری که از پایتخت به سمت شمال حرکت میکند، کندوان بخشی از مسیر رسیدن به دریا و جنگل است؛ جادهای که باید او را هرچه سریعتر به مقصد برساند اما همین مسیر برای مردمی که در شهرها و روستاهای پیرامون آن زندگی میکنند، فقط یک جاده نیست؛ راه مدرسه، محل کار، بیمارستان، بازار، مزرعه و خانه است.
در روزهای تعطیل اما وقتی موج سفر به شمال میرسد و برای مدیریت ترافیک، محور کندوان و آزادراه تهران ـ شمال یکطرفه یا مسدود میشوند، دو روایت متفاوت از یک جاده شکل میگیرد؛ مسافر باید عبور کند و بومی باید منتظر بماند.
اهالی چالوس و روستاهای محور کندوان میگویند مشکل آنان با سفر و گردشگر نیست؛ اعتراضشان به شرایطی است که در آن حق سفر مسافر بر حق زندگی بومی غلبه میکند و شهری مانند چالوس با وجود نقش ملی خود در گردشگری، همچنان با زیرساختهایی مواجه است که پاسخگوی جمعیت ثابت است، نه جمعیت شناور چندبرابری.
وقتی راه مسافر باز میشود و راه بومی بسته
تعطیلات در مازندران همیشه با افزایش چشمگیر حجم خودرو همراه است. هزاران خودرو از مسیر کندوان عبور میکنند و مقصد بسیاری از آنها شهرهای ساحلی و گردشگری استان است. برای مدیریت این حجم تردد، در مقاطع مختلف طرح یکطرفه شدن محور اجرا میشود؛ تصمیمی که هدف آن جلوگیری از قفل شدن کامل مسیر و تسهیل عبور موج سفر است.
اما درست در همان لحظهای که جاده برای مسافر باید آزاد باشد، برای بخشی از ساکنان منطقه به بنبست تبدیل میشود.

کاووسی یکی از اهالی روستاهای محور کندوان در گفتگو با خبرنگار مهر میگوید: ما هر سال همین وضعیت را داریم. تعطیلات که میشود، از قبل میدانیم جاده چه شرایطی پیدا میکند. اگر کاری داشته باشیم باید یا خیلی زود از خانه بیرون برویم یا آن را به روز دیگری موکول کنیم. اینجا زندگی مردم هم جریان دارد؛ همه که برای تفریح در جاده نیستند.
او ادامه میدهد: مسافر چند ساعت یا چند روز اینجاست و بعد برمیگردد، اما ما باید همینجا زندگی کنیم. وقتی جاده بسته میشود، مدرسه، محل کار، خرید، دکتر و کارهای روزمره ما هم تحت تأثیر قرار میگیرد.
این روایت، مسئله اصلی را روشن میکند؛ برای گردشگر، ترافیک بخشی از دشواری سفر است، اما برای بومی، ترافیک میتواند بخشی از زندگی روزانه شود.
ردایی یکی دیگر از ساکنان منطقه در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار میکند: ما با مسافر مشکل نداریم. خیلی از مردم این منطقه از مسافر درآمد دارند. اما اینکه هر تعطیلی مردم محلی نتوانند راحت از مسیر خودشان عبور کنند، قابل قبول نیست. باید راهکاری باشد که هم مسافر به مقصد برسد و هم مردم منطقه گرفتار نشوند.
به گفته اهالی، مشکل فقط بسته شدن مسیر اصلی نیست. هنگامی که محور اصلی ظرفیت پذیرش خودروها را ندارد یا یکطرفه میشود، ترافیک به راههای فرعی و روستایی سرریز میکند و مسیرهایی که برای رفتوآمد مردم محلی طراحی شدهاند، به مسیر عبور خودروهای سرگردان تبدیل میشوند.
یکی از روستاییان میگوید: راه روستا برای این حجم ماشین ساخته نشده است. وقتی جاده اصلی قفل میشود، خودروها وارد راههای روستایی میشوند. آن وقت خود ما هم نمیتوانیم از کوچه و جاده محل زندگیمان عبور کنیم.
این شرایط باعث شده تعبیر آزادراه مسافران و بنبست بومیان برای مردم منطقه معنای واقعی پیدا کند؛ زیرا آنان معتقدند مدیریت ترافیک نباید به قیمت حذف حق دسترسی ساکنان محلی انجام شود.
وقتی بیماران پشت صف خودروها میماند
شاید هیچ بخشی از زندگی مردم به اندازه درمان، حساسیت موضوع انسداد جاده را نشان ندهد. در منطقهای که بخشی از خدمات تخصصی و درمانی در شهرهای بزرگتر متمرکز است، دسترسی سریع به مراکز درمانی اهمیت زیادی دارد. اما در روزهای پرتردد، فاصله میان یک روستا و شهر دیگر فقط با کیلومتر اندازهگیری نمیشود؛ گاهی زمان رسیدن، تحت تأثیر صف طولانی خودروها قرار میگیرد.

احمد میردار یکی از اهالی به خبرنگار مهر میگوید: اگر کسی بیمار باشد، نمیتوان به او گفت صبر کن تا جاده دوطرفه شود. بیمار که تعطیلی نمیشناسد. اگر یک نفر در روستا حالش بد شود، خانوادهاش باید هم نگران بیماری باشند و هم نگران اینکه اصلاً بتوانند از جاده عبور کند یا نه.
این شهروند اضافه میکند: برای ما جاده فقط جاده نیست. مسیر رسیدن به درمانگاه و بیمارستان است. وقتی ترافیک چند ساعت طول میکشد، نگرانی مردم چند برابر میشود.
یکی دیگر از ساکنان منطقه با اشاره به شرایط نیروهای درمانی میگوید: پرستار و پزشک هم باید سر شیفت حاضر شوند. اگر مسیر بسته باشد، آنها هم گرفتار میشوند. این فقط مشکل یک راننده نیست؛ وقتی جاده قفل میشود، زنجیرهای از مشکلات برای مردم ایجاد میشود.
اهالی همچنین معتقدند باید برای شرایط اضطراری، مسیرهای دسترسی ویژه و برنامه مشخصی وجود داشته باشد تا در زمان اجرای طرح یکطرفه، بیماران، خودروهای امدادی و کارکنان خدمات ضروری با مانع مواجه نشوند.
این مسئله در کنار کمبود ظرفیت برخی خدمات درمانی، ضرورت تقویت زیرساختهای سلامت در غرب مازندران را بیشتر میکند.
مازندران در ایام تعطیل تنها میزبان گردشگران نیست؛ جمعیت شناور واردشده به استان خود نیز نیازمند خدمات درمانی، امدادی و اورژانسی است. بنابراین توسعه درمانی منطقه باید همزمان دو جمعیت ثابت و شناور را در نظر بگیرد.
محراب تقوی یکی از اهالی میگوید: مازندران برای مسافر مقصد سلامت و تفریح است اما برای بعضی بومیان رسیدن به پزشک خودش یک مشکل است. اگر قرار است این همه مسافر وارد منطقه شود، باید بیمارستان و اورژانس و امکانات هم متناسب با این جمعیت باشد. نمیشود فقط جاده را برای ورود مسافر توسعه داد.
این جمله، بخش مهم دیگری از مطالبه مردم را نمایان میکند؛ آنان خواهان توقف گردشگری نیستند، بلکه توسعهای میخواهند که زندگی بومیان را نیز در محاسبات خود قرار دهد.
تعطیلات برای بومیان همیشه فصل رونق نیست
تصور عمومی این است که افزایش مسافر باید برای شهرهای گردشگری به معنای رونق اقتصادی باشد؛ اما اهالی میگویند همه مردم منطقه به یک اندازه از این رونق بهره نمیبرند و در مقابل، برخی هزینههای مستقیم و غیرمستقیم سفر بر زندگی آنان تحمیل میشود.
بهرام سام یک کشاورز ساکن محور کندوان در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار میکند: محصول کشاورزی زمان دارد. نمیشود محصول را برداشت کرد و بعد گفت چند ساعت یا یک روز صبر کن تا جاده باز شود، ما باید محصول را به بازار برسانیم. وقتی ترافیک سنگین باشد، هم زمان از دست میرود و هم هزینه حملونقل بالا میرود.
این سخنان نشان میدهد مسئله مردم تنها عبور از ترافیک نیست؛ آنان درباره مدل توسعه منطقه پرسش دارند.

چالوس و روستاهای اطراف آن سالهاست میزبان مسافر هستند، اما زیرساختهای منطقه باید با همین واقعیت سازگار شود. اگر جمعیت شناور در ایام تعطیل چند برابر جمعیت بومی میشود، بودجه و برنامهریزی نیز باید این جمعیت را ببیند.
چالوس مقصد مسافران ملی با اعتبارات محلی
صابر سام دلیری، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه شورای اسلامی شهر چالوس، نیز با انتقاد از وضعیت اعتبارات شهر گفت: چالوس مقصد مسافران پایتخت و استانهای مرکزی است، اما سرانههای مالیاتی و بسیاری از شاخصهای اعتباری بر اساس جمعیت بومی محاسبه میشود؛ در حالی که خدمات شهر باید پاسخگوی جمعیتی چند برابر باشد.
وی تأکید کرد: چالوس هزینه گردشگری کشور را میدهد اما درآمد و اعتبار متناسب با این میزبانی را دریافت نمیکند و زمان آن رسیده است که دولت سهم واقعی این شهر از هزینههای میزبانی گردشگران را بپردازد.
این مطالبه در میان مردم نیز به شکل دیگری تکرار میشود: اگر چالوس مقصد ملی است، چرا زیرساخت آن نباید ملی دیده شود؟
مطالبهای که باید از جاده فراتر برود
در میان مطالبات مردم منطقه، موضوع ارتقای کیفیت محور کندوان و ایجاد شرایط مناسب برای تردد ساکنان روستاهای مسیر، یکی از مهمترین محورهای پیگیری مسئولان منطقه بوده است.
کامران پولادی، نماینده مردم نوشهر، چالوس و کلاردشت در مجلس در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به پیگیری برای رفع مشکلات جاده کندوان گفت: در پی این پیگیریها، عملیات آسفالت پنج کیلومتر از محور کندوان از محدوده ورودی روستای طویر آغاز شده است و بر اساس برنامه اعلامشده، قرار است این مسیر تا نیمه شهریورماه آماده بهرهبرداری و زیر بار ترافیک قرار گیرد.
وی افزود: اجرای این پروژه میتواند در ارتقای ایمنی و روانسازی تردد مؤثر باشد و مشکلات رفتوآمد ساکنان بیش از ۲۰ روستای محور کندوان را، بهویژه هنگام اجرای طرحهای یکطرفه شدن، کاهش دهد.
با این حال، مردم منطقه میگویند آسفالت تنها بخشی از مسئله است حسینی یکی از اهالی در گفتگو با خبرنگار مهر تأکید میکند: ما جاده خوب میخواهیم، اما جاده خوب فقط برای مسافر نیست. باید برای خود مردم هم باشد. وقتی یکطرفه میشود، باید راهی برای بومیان، بیمار، کارگر و روستایی وجود داشته باشد.
وی میگوید: انتظار ما این است که مسئولان فقط در زمان تعطیلات سراغ مشکل نیایند. این موضوع هر سال تکرار میشود. باید برای همیشه حل شود.
پیگیری پروژههای راهسازی و رفع موانع زیرساختی منطقه میتواند بخشی از مشکلات موجود را کاهش دهد، اما مطالبه مردم از یک پروژه عمرانی فراتر رفته و به یک درخواست روشن برای تغییر نگاه به غرب مازندران تبدیل شده است؛ منطقهای که بار سنگین گردشگری کشور را تحمل میکند، باید در نظام بودجهریزی و توسعه نیز متناسب با این نقش دیده شود.
چالوس امروز تنها یک شهر شمالی نیست؛ یکی از مهمترین دروازههای گردشگری کشور است. بنابراین برنامهریزی برای آن نمیتواند صرفاً بر اساس جمعیت ثابت انجام شود.

راه، درمان، آب، برق، گاز، اینترنت، پسماند، امداد و حملونقل باید بر اساس جمعیت واقعی منطقه در روزهای اوج سفر طراحی شوند.
از سوی دیگر، مدیریت ترافیک نیز باید میان دو حق تعادل برقرار کند؛ حق مسافر برای سفر ایمن و روان و حق بومی برای ادامه زندگی عادی.
مردم منطقه نمیگویند مسافر نیاید؛ میگویند آمدن مسافر نباید به معنای متوقف شدن زندگی آنان باشد.
کندوان میتواند مهمترین مسیر سفر به شمال باشد، اما این جاده در کنار مسافران، صاحبان دیگری نیز دارد؛ مردمی که هر روز در کنار آن زندگی میکنند.
مسافر برای چند روز میآید، اما بومی تمام سال اینجاست
بنابراین اگر قرار است کندوان آزادراه مسافران باشد، نباید بنبست بومیان شود؛ زیرا توسعهای که در آن مسافر به مقصد میرسد اما صاحبخانه پشت انسداد جاده میماند، توسعهای کامل و عادلانه نیست.
مطالبه امروز اهالی چالوس و روستاهای محور کندوان روشن است؛ جادهای میخواهیم که هم مسافر را عبور دهد و هم زندگی ما را متوقف نکند.
