درحال بارگذاری...
چرا با وجود برگزاری ۳۳ اجلاس مسئله نماز هنوز حل نشده است؟
حقوقی

چرا با وجود برگزاری ۳۳ اجلاس مسئله نماز هنوز حل نشده است؟

یادداشت مهمان_محمدابراهیم محمدی، مشاور خانواده قوه قضائیه: برگزاری سی‌وسومین اجلاس سراسری نماز، بار دیگر این پرسش را پیش روی متولیان فرهنگی قرار داده است که پس از سال‌ها برگزاری کنگره‌ها و اجلاس‌های ملی، تأسیس نهادهای مختلف، تولید هزاران مقاله و کتاب و صرف هزینه‌های مدیریتی و تبلیغی، چرا همچنان در بخش‌هایی از جامعه شاهد کم‌اقبالی به نماز و فاصله گرفتن از این فریضه هستیم؟

این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که مسئله را صرفاً به افزایش یا کاهش آماری نمازگزاران محدود نکنیم. کیفیت تجربه نماز، نسبت این فریضه با زندگی روزمره، جذابیت مناسک برای نسل جدید، میزان اعتماد به نهادهای متولی دین و همچنین فاصله احتمالی میان گفتار و رفتار مسئولان، از موضوعاتی است که در بررسی وضعیت نماز باید مورد توجه قرار گیرد.

اگر از دل این همه اجلاس، سخنرانی، مقاله و نهادسازی، راهکارهای علمی و کاربردی استخراج شده است، باید پرسید آثار آن در جامعه تا چه اندازه قابل مشاهده است و آیا ساختارها و نهادهای ایجادشده توانسته‌اند به شناخت دقیق دلایل فاصله گرفتن برخی افراد از نماز و ارائه راه‌حل برای آن کمک کنند؟

مسئله نماز فقط تبلیغ نیست

برای بررسی وضعیت نماز در جامعه می‌توان موضوع را در سه سطح روان‌شناختی، تربیتی و جامعه‌شناختی مورد توجه قرار داد؛ سه حوزه‌ای که بی‌توجهی به هر یک از آنها می‌تواند سیاست‌گذاری‌های فرهنگی در این زمینه را کم‌اثر کند.

از منظر روان‌شناختی، رفتار پایدار زمانی شکل می‌گیرد که انگیزه درونی فرد نیز درگیر شود. اگر نماز صرفاً به شکل یک تکلیف بیرونی، وظیفه سازمانی یا امری همراه با اجبار ارائه شود، ممکن است معنای درونی آن برای مخاطب کمرنگ شود.

از سوی دیگر، تجربه‌ای که افراد از نماز جماعت، مسجد و برنامه‌های مذهبی به دست می‌آورند نیز اهمیت دارد. طولانی شدن برنامه‌ها، قرائت نامناسب، بی‌حوصلگی برخی عوامل اجرایی و فقدان برنامه‌های متناسب با مخاطب می‌تواند تجربه ناخوشایندی ایجاد کند. در چنین شرایطی ممکن است حتی فرد معتقد، نماز فرادا یا حضور در خانه را به شرکت در برنامه‌های جمعی ترجیح دهد.

وقتی رفتار مربی از بخشنامه مهم‌تر می‌شود

موضوع دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، شیوه تربیت دینی در مدارس است. در تربیت، آنچه دانش‌آموز در رفتار مدیر، معلم و مربی مشاهده می‌کند گاهی تأثیری به مراتب بیشتر از سخنرانی و بخشنامه دارد.

اگر مدیری در سخنرانی بر اهمیت نماز تأکید کند اما در عمل، جلسات اداری را بر نماز مقدم بداند یا معلم و مربی نسبت به آن بی‌تفاوت باشند، دانش‌آموز با پیام‌هایی متناقض مواجه خواهد شد.

کم‌اقبالی به زنگ نماز یا کم‌رونق بودن برخی نمازخانه‌های مدارس نیز موضوعی است که نمی‌توان صرفاً با صدور دستورالعمل حل کرد. تربیت عبادی بیش از بخشنامه به ارتباط مؤثر، الگوسازی، مهارت و ایجاد تجربه‌ای مثبت و جذاب نیاز دارد.

مسجد باید محل پیوند اجتماعی باشد

از منظر جامعه‌شناختی نیز افزایش تعداد نهادها لزوماً به معنای افزایش اثربخشی نیست. زمانی که فعالیت فرهنگی به تشکیل ستاد، افزایش نیروی اداری، ارائه گزارش و برگزاری اجلاس محدود شود، ممکن است اصل مسئله، یعنی ایجاد انگیزه و تجربه معنوی، در حاشیه قرار گیرد.

مسجد نیز تنها محل انجام یک مناسک نیست؛ بلکه می‌تواند فضایی برای شکل‌گیری پیوند اجتماعی، اعتماد، مشارکت و احساس تعلق باشد. اگر مسجد به فضایی سرد و رسمی تبدیل شود و نتواند نوجوان و جوان را با خود همراه کند، بخشی از ظرفیت اجتماعی خود را از دست خواهد داد.

از همین رو، یکی از موضوعات مهم، مهارت ائمه جماعت در ارتباط با مخاطبان است. امام جماعت علاوه بر قرائت مناسب باید مدیریت زمان، شیوه ارتباط با نوجوان و جوان، گفت‌وگو، مدارا و یجاد جذابیت در محیط مسجد را نیز بداند. آموزش‌های مهارتی در این زمینه می‌تواند به اندازه آموزش‌های صرفاً نظری اهمیت داشته باشد.

نقدی به عملکرد مدارس، مدیران و رسانه

یکی دیگر از آسیب‌های موجود، فاصله میان شعارهای فرهنگی و عملکرد واقعی برخی مدیران و دستگاه‌هاست. نمی‌توان از اهمیت نماز سخن گفت اما در برنامه‌ریزی‌های روزمره کمترین اولویت را برای آن در نظر گرفت.

این مسئله حتی در برخی خدمات عمومی نیز دیده می‌شود؛ برای نمونه در سفرهای بین‌شهری گاهی برای امور مختلف توقف صورت می‌گیرد اما زمان و امکانات مناسب برای ادای نماز مسافران مورد توجه کافی قرار نمی‌گیرد.

رسانه نیز در این میان مسئولیت مهمی دارد. نماز و معنویت زمانی می‌تواند با مخاطب امروز ارتباط برقرار کند که در قالب‌های هنری، داستانی و انسانی بازنمایی شود. اگر شخصیت مذهبی در آثار نمایشی دائماً فردی ناکام، ضعیف یا فاقد جذابیت تصویر شود، نمی‌توان انتظار داشت چنین بازنمایی‌ای به تقویت تصویر مثبت از معنویت کمک کند.

فیلم، سریال، انیمیشن و حتی طنز می‌توانند نماز را نه در قالب تبلیغات مستقیم و شعاری، بلکه در بستر زندگی واقعی و به‌عنوان عنصری مرتبط با آرامش، معنا، اخلاق و روابط انسانی نشان دهند.

اجلاس نماز از «مقاله‌خوانی» به «حل مسئله» برسد

یکی از مهم‌ترین تغییرات مورد نیاز، بازنگری در ساختار اجلاس‌های نماز است. چنین رویدادهایی می‌توانند به جای تکرار سخنرانی‌ها و مقالات، به محلی برای شناسایی مسائل واقعی و ارزیابی عملکرد دستگاه‌ها تبدیل شوند.

در این رویکرد، بررسی‌های میدانی درباره وضعیت نماز در مدارس، مساجد و محیط‌های کاری اهمیت پیدا می‌کند و مدیران نیز باید درباره عملکرد خود پاسخگو باشند. حضور جوانان، منتقدان، نمازگزاران و حتی کسانی که از نماز و مسجد فاصله گرفته‌اند، می‌تواند تصویری واقعی‌تر از مسئله در اختیار سیاست‌گذاران قرار دهد.

در کنار آن، آموزش مهارت‌های ارتباطی به ائمه جماعت و مربیان، آشنایی آنان با روان‌شناسی نوجوان و جوان، مدیریت زمان، گفت‌وگو و مدارا و همچنین توجه به کیفیت تجربه حضور در مسجد ضروری است.

مسجد نیز می‌تواند از یک فضای صرفاً مناسکی فراتر رود و به محیطی برای آموزش، هنر، گفت‌وگو، فعالیت‌های اجتماعی و مشارکت نوجوانان و جوانان تبدیل شود. واگذاری بخشی از برنامه‌ها به نسل جوان و ایجاد پیوند میان مسجد، خانواده، مدرسه و محله از راهکارهایی است که می‌تواند مورد توجه قرار گیرد.

به جای شمارش حاضران، تجربه آنان سنجیده شود

در مدارس نیز لازم است معیار ارزیابی از شمار دانش‌آموزان حاضر در نماز فراتر رود. اینکه دانش‌آموز چه تجربه‌ای از نماز دارد، آیا حضور در نمازخانه برای او آرامش‌بخش و معنادار است و رفتار مربی و مدیر چه تصویری از نماز در ذهن او ایجاد می‌کند، پرسش‌هایی مهم‌تر از ثبت صرف آمار حضور هستند.

همزمان محتوای تولیدشده درباره نماز نیز نیازمند بازنگری است. بسیاری از متون تخصصی نمی‌توانند با مخاطب عمومی و به‌ویژه نسل جدید ارتباط برقرار کنند. تولید کتاب‌ها و محتواهای ساده، داستانی، چندرسانه‌ای و کاربردی و پاسخ به پرسش‌ها و شبهات واقعی مخاطبان می‌تواند جایگزین مناسبی برای بخشی از محتوای سنگین و تکراری باشد.

در نهایت، شناخت دقیق وضعیت موجود بدون پژوهش میدانی امکان‌پذیر نیست. انجام پیمایش‌های ملی درباره تجربه نماز و دلایل فاصله گرفتن از آن، گفت‌وگو با نوجوانان و جوانان، نمازگزاران و افرادی که از نماز جمعی فاصله گرفته‌اند و همچنین ارزیابی میزان اثرگذاری اجلاس‌ها و ستادهای فعال در این حوزه، می‌تواند تصویر روشن‌تری از مسئله ارائه دهد.

نماز پیش از آنکه یک مسئله اداری و سازمانی باشد، موضوعی تربیتی، روان‌شناختی، معنوی و اجتماعی است. از این رو، افزایش تعداد ستادها، بخشنامه‌ها و اجلاس‌ها به تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کننده بهبود وضعیت باشد. آنچه می‌تواند نماز را از حاشیه به متن زندگی اجتماعی بازگرداند، ترکیبی از صداقت در رفتار مدیران، مهارت متولیان، جذابیت در ارائه، الگوسازی مناسب، پاسخگویی دستگاه‌ها و تقویت انگیزه درونی افراد است.

سی‌وسومین اجلاس سراسری نماز می‌تواند فرصتی برای طرح دوباره همین پرسش باشد: ثمره سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌های چند دهه گذشته در میدان واقعی جامعه چه بوده و برای نزدیک‌تر شدن نسل جدید به تجربه‌ای معنادار از نماز، چه چیزی باید تغییر کند؟این نسخه را عمداً گزارشی و خبرگزاری‌پسند تنظیم کردم و لحن تند بعضی قسمت‌های مقاله را به «نقد رسانه‌ای مستدل» تبدیل کردم تا قابلیت انتشار بیشتری داشته باشد.

نظرات

نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *