یادداشت مهمان – محمد ابراهیم محمدی، مشاور خانواده قوه قضاییه : امشب، پس از پایانِ جلسهای که با خانوادهای درگیرِ بحرانِ عاطفی داشتم، همچنان در اندیشهی واژهای عمیق و رازآلود فرو رفتهام: “هبوط”. زن و مردِ آن خانواده، هر دو، در هبوطی عاطفی و روانی، گرفتار شده بودند؛ یکی از اوجِ محبت به حضیضِ دلزدگی سقوط کرده و دیگری از قله اعتماد به دره بیاعتمادی. در میانِ صحبتهایشان، این پرسشِ همیشگی، بر زبانم آمد: آیا انسان، پس از هر سقوط، میتواند دوباره، به آسمانِ پیشین، بازگردد؟
گناهِ انسان، تداعیگرِ هبوط است؛ هبوطی که همچون تجربه پدر و مادرش، آدم و حوا، نقشی از عیب بر روح، بر جای میگذارد. حسیِ ناخوشایند در وجودش ریشه میدواند، آرامش و امنیت را از او سلب میکند و از همه مهمتر، از نظر و لطفِ خداوند، دور میافتد. گویی مهرِ الهی را به بهاییِ اندک و لذتیِ زودگذر، معاوضه کرده است. آدم، فریفته وسوسه جاودانگی و لذتِ بقا، در دامِ فریبنده شیطان، گرفتار میشود و با حیلهای شیطانی، قانونِ الهی را زیر پا میگذارد و مرتکبِ عملیِ ممنوعه میگردد. اما برخلافِ انتظار، پرده از رازِ او فرو میافتد و عیب و نقصش آشکار میشود. حسِ گناه و ملامت، روحش را در بر میگیرد و از جایگاهِ قربِ الهی، هبوط میکند؛ به دنیایی که بیش از پیش، در معرضِ کمین و وسوسههایِ نفسانی است.
قرآن کریم، پس از این هبوط، به آدم و حوا، خطاب میکند: “فَاهْبِطُوا مِنْهَا جَمِیعًا فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدًی فَمَنْ تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یَحْزَنُونَ” “همگی از آن فرود آیید، پس اگر از سویِ من، هدایتی برایِ شما آمد، هرکس از هدایتم پیروی کند، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند.”
در این زمین، انسان باید با سختیها مبارزه کند و بیش از هر زمانِ دیگری، جهاد نماید، شاید بتواند تمام یا بخشی از آن جایگاهِ ازدسترفته را، بازیابد. این روایت، نسخهای دیگر از هبوط را در زندگیِ فرزندانِ آدم، بازگو میکند. هبوطی که نه یکبار، که هزاران بار، تجربه میشود؛ انسان سقوط میکند و برمیخیزد، دوباره با نفسِ سرکشِ خود، درگیر میشود و به ورطه سقوط، میغلتد. اما با ندامت و ملامت، دوباره راهِ خود را مییابد و قد علم میکند، تا دوباره…
انسان، در این فراز و نشیبها، هر بار وسوسه میشود، فریب میخورد، احساسِ گناه میکند و از نظرها پنهان میشود؛ اما دوباره خود را پیدا میکند و… این داستان، تکرار میشود، شاید نفسِ سرکشِ انسان، دست از سرِ او بردارد و انسان، بیهراس از وسوسهها، راهِ خود را بیابد و به جایگاهِ حقیقیِ خود، دست یابد. اما آیا شیطان میتواند از انسان، دست بکشد و بیخیال شود؟
در روانشناسیِ خانواده، «چرخه هبوط و بازگشت» را میتوان در قالبِ “بحرانهایِ رشدی” (Developmental Crises) تفسیر کرد. انسان، در مسیرِ رشدِ خود، ناگزیر از «هبوط»هایی است که او را به بازنگری و تحول، وامیدارد. این هبوطها، اگر با «بصیرت» و «بازگشتِ آگاهانه» همراه باشند، به «صعودی» بزرگتر، تبدیل میشوند. اما اگر انسان، در هبوطِ خود، به جایِ کسبِ بینش، در گردابِ سرزنش و انفعال، گرفتار شود، آنگاه، سقوطیِ بیبازگشت، در انتظارِ او خواهد بود.
در خانواده، این چرخه، هر روز، در اشکالِ گوناگون، تکرار میشود: هبوطِ اعتماد، هبوطِ عشق، هبوطِ صبر، هبوطِ احترام… اما کلیدِ خروج از این هبوطها، در «بازگشت به هدایتِ الهی» و «بازتعریفِ رابطه خود با خداوند» نهفته است. همانگونه که آدم، با «کلمات»ی که خداوند به او آموخت، به سویِ او بازگشت و توبهاش، پذیرفته شد، ما نیز، با «کلماتِ الهی» (آیاتِ قرآن و سیره معصومین)، میتوانیم از هبوطهایِ خود، عبور کنیم و به جایگاهِ قربِ الهی، بازگردیم.
سالها پیش، خانوادهای به من مراجعه کردند که در اثرِ یک خیانتِ عاطفی، به شدت، دچارِ هبوطِ اعتماد و صمیمیت، شده بودند. آنان، در گردابِ سرزنش و انفعال، گرفتار شده بودند و هیچ امیدی به آینده، نداشتند. در جلسات، از آنان پرسیدم: «آیا میدانید که هبوطِ شما، میتواند پلهای برایِ صعودِ دوباره باشد، اگر از آن، درس بگیرید؟» آنان، با تعجب، نگاهم کردند. برایشان از داستانِ آدم و توبهاش گفتم و از «کلمات»ی که خداوند، به او آموخت تا به سویِ او، بازگردد. از آنان خواستم که به جایِ تمرکز بر سقوط، به «بازگشت» بیندیشند و با بازنگریِ عمیقِ روابطِ خود، دوباره، اعتماد را، بسازند. پس از ماهها، با چهرههایی که از آرامشِ تازه، نورانی شده بود، به جلسه بازگشتند و گفتند: «ما فهمیدیم که هبوط، پایانِ راه نیست، اگر از آن، برایِ صعودِ دوباره، استفاده کنیم.» این، تجسمِ زندهی «فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یَحْزَنُونَ» است؛ وعده الهی به کسانی که پس از هبوط، به هدایتِ او، بازمیگردند.
شیطان، هرگز از انسان، دست نمیکشد و بیخیال نمیشود. او، همچون کمینی، در انتظارِ هر لغزشی است تا انسان را به هبوطیِ دیگر، بکشاند. اما انسان، با «تقوا» و «بصیرت» و «اتکا به هدایتِ الهی»، میتواند بر وسوسههایِ او، غلبه کند و از هر هبوطی، تجربهای تازه و پلهای برایِ صعود، بیافریند. پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: “لَا یَزَالُ الشَّیْطَانُ یُوَسْوِسُ إِلَی الْعَبْدِ حَتَّی یَتْرُکَهُ فِی الْحَیْرَةِ” شیطان، همواره به بنده، وسوسه میکند تا او را در حیرت، رها کند. اما این «حیرت»، اگر به «بازگشت به خداوند» بینجامد، خود، سرآغازِ صعودی بزرگتر است.
امشب، در پایانِ این روزنگار، به تمامِ کسانی که در هبوطِ خود، گم شدهاند، میگویم: «هبوط، پایانِ راه نیست؛ هبوط، فرصتی است برایِ بازنگری، بازتعریف و بازگشت. اگر امروز، در دره تاریکیِ سقوط، گرفتار شدهاید، به یاد داشته باشید که آدم، با «کلماتِ الهی»، به آسمانِ قرب، بازگشت. شما نیز، با «قرآن» و «هدایتِ الهی»، میتوانید از هر هبوطی، صعودیِ بزرگتر، بسازید.» چه خوب گفته است مولانا: ای که از هبوطِ خود، هراسی، مکن / کاین هبوط، بَرْقِ صعود است، ای حسن
آری، هبوط، اگر با «بصیرت» و «بازگشت» همراه باشد، برقی است که تاریکیِ سقوط را، به روشناییِ صعود، تبدیل میکند. فردا، در اتاقِ مشاوره، این آموزهها را با دیگر خانوادهها در میان خواهم گذاشت تا بدانند که اگر امروز، از هبوطِ خود، عبرت بگیرند و به «هدایتِ الهی» بازگردند، فردا، هیچ خوف و حزنی، نمیتواند آنان را، از مسیرِ رشد، دور کند.
