وی افزود: در این کنگره، زیرساختی مورد بررسی قرار گرفت که میتواند بر پایه سه ساختار کلی، فرآیند ارزیابی افراد را آغاز و بهصورت هدفمند دنبال کند. این زیرساخت با هدف ایجاد انسجام در خدمات، تسهیل دسترسی به اطلاعات و افزایش دقت در پیگیری وضعیت بیماران طراحی شده است.
دبیر کنگره ملی طب روانتنی ادامه داد: تا پیش از این، بخشهای مختلف خدماتی و درمانی بهصورت جداگانه فعالیت میکردند؛ بهگونهای که سامانههای تستینگ، سیستمهای رزرواسیون و سایر ساختارهای مشابه، هر یک بهصورت مستقل مورد استفاده قرار میگرفتند. این پراکندگی، در بسیاری از موارد موجب میشد اطلاعات، فرآیندهای اجرایی و مسیر پیگیری بیماران بهصورت یکپارچه در اختیار مجموعههای درمانی و افراد قرار نگیرد.
خسروی تصریح کرد: آنچه مجموعه «رهنا» در پی تحقق آن است، قرار دادن همه این سامانهها و فرآیندها در کنار یکدیگر و ایجاد یک ساختار یکپارچه است؛ ساختاری که بتواند خدمات گوناگون را در قالب یک مسیر مشخص، منظم و قابل مدیریت به بیماران و فعالان حوزه درمان ارائه کند.
وی با تأکید بر اهمیت این یکپارچگی در حوزه طب روانتنی بیان کرد: اهمیت موضوع از آن جهت است که در این حوزه، تنها با یک تخصص محدود یا یک مسئله صرفاً جسمی مواجه نیستیم. در بسیاری از حوزههای پزشکی، علائم و مشکلات بدنی افراد میتواند با شرایط روانی، اضطراب، فشارهای روحی، سبک زندگی و دیگر مؤلفههای مرتبط با سلامت روان ارتباط داشته باشد.
دبیر کنگره ملی طب روانتنی بیان کرد: بر اساس مباحث مطرحشده، در برخی موارد نزدیک به 50 درصد از ساختار مشکلات و علائم مشاهدهشده در افراد، میتواند به حوزه روان و مسائل مرتبط با وضعیت روحی آنان بازگردد. از این رو، توجه همزمان به ابعاد جسمی و روانی در روند تشخیص، درمان و پیگیری بیماران، ضرورتی اساسی به شمار میرود.
وی افزود: برای بیمار، دریافت خدمات درمانی و طی شدن فرآیند درمان از اهمیت بالایی برخوردار است، اما مسئله تنها به آغاز درمان محدود نمیشود. در بسیاری از موارد، طولانی شدن مسیرهای اداری، تعدد مراجعات، پراکندگی اطلاعات و تشکیل پروندههای متعدد، میتواند روند پیگیری درمان را با دشواریهایی همراه کند.
خسروی خاطرنشان کرد: گاهی ساختارهای موجود به اندازهای طولانی، پیچیده و پراکنده میشوند که حجم پروندهها و مدارک شکلگرفته برای بیماران، به تعبیری چند برابر حجم و وزن واقعی فرد میشود. این موضوع نهتنها برای بیمار، بلکه برای مجموعههای درمانی، کارشناسان و ارائهدهندگان خدمات نیز چالشهایی ایجاد میکند و میتواند زمان، هزینه و انرژی فراوانی را به خود اختصاص دهد.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی، بهرهگیری از یک ساختار هوشمند و یکپارچه میتواند در کنترل، مدیریت و هدایت صحیح مسیر درمان نقش مؤثری ایفا کند. هدف از ایجاد این زیرساخت، کاهش موازیکاریها، جلوگیری از پراکندگی دادهها، تسهیل دسترسی به خدمات مورد نیاز و ایجاد یک مسیر روشنتر برای پیگیری وضعیت بیمار است.
دبیر کنگره ملی طب روانتنی گفت: «رهنا» تلاش دارد این مسیر را بهصورت هوشمندانه مدیریت کند تا اطلاعات، خدمات، ارزیابیها و فرآیندهای مرتبط با بیمار در یک چارچوب منسجم قرار گیرند و امکان تصمیمگیری دقیقتر و سریعتر برای افراد و مجموعههای مرتبط فراهم شود.
وی در پایان تأکید کرد: توجه به زیرساختهای فناورانه و یکپارچه در حوزه طب روانتنی، میتواند زمینهساز ارتقای کیفیت خدمات، کاهش پیچیدگیهای موجود در فرآیند درمان و افزایش اثربخشی مداخلات مرتبط با سلامت جسم و روان باشد.
رویکرد روانتنی؛ حلقه تکمیلکننده زنجیره درمان بیماران
در ادامه جعفر رجبی، دبیر علمی کنگره ملی طب روانتنی، با تأکید بر اینکه روان و جسم دو بخش جدا از یکدیگر نیستند، گفت: بسیاری از علائم جسمی از جمله درد قفسه سینه، تپش قلب، سردردهای مزمن و برخی دردهای مکرر، ممکن است در کنار بررسیهای پزشکی، نیازمند ارزیابی دقیق از منظر استرس، اضطراب و عوامل روانشناختی نیز باشند.
وی در تشریح مفهوم طب روانتنی یا سایکوسوماتیک اظهارداشت: برای فهم بهتر این حوزه، میتوان یک نمونه ساده را در نظر گرفت؛ بیماری که با علائمی همچون درد قفسه سینه، تپش قلب، سردردهای مزمن یا ناراحتیهای جسمی مکرر به پزشک مراجعه میکند، ممکن است در مسیر درمان به پزشکان و متخصصان متعددی ارجاع داده شود.
رجبی افزود: در برخی موارد، بیمار پس از مراجعه به پزشکان مختلف و انجام آزمایشها، بررسیها و ارزیابیهای متعدد، همچنان پاسخ دقیقی برای منشأ اصلی علائم خود پیدا نمیکند. در چنین شرایطی، بهتدریج حجم پرونده درمانی فرد افزایش مییابد و مسیر درمان نیز ممکن است برای بیمار پیچیدهتر، طولانیتر و فرسایندهتر شود.
دبیر علمی کنگره ملی طب روانتنی ادامه داد: طب روانتنی دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا میکند؛ چراکه گاهی یک علامت جسمی مانند تپش قلب، دردهای گوارشی، سردرد یا احساس فشار در قفسه سینه، میتواند با اضطراب، استرس، تنشهای روحی، فشارهای روانی یا سایر عوامل مرتبط با سلامت روان ارتباط داشته باشد.
رجبی تصریح کرد: این نگاه به معنای نادیده گرفتن علائم جسمی یا کاهش اهمیت مراجعه به پزشک نیست، بلکه تأکید میکند که بررسی کامل بیمار باید همه ابعاد وضعیت او را در بر بگیرد. پزشک پس از انجام ارزیابیهای لازم و اطمینان از بررسی وضعیت جسمی فرد، در صورت مشاهده نشانههای مرتبط، میتواند بیمار را برای دریافت خدمات تخصصیتر به روانشناس یا روانپزشک ارجاع دهد.
وی بیان کرد: در این فرآیند، روانشناس با توجه به وضعیت فرد، ارزیابیهای لازم را انجام میدهد و یک پروتکل درمانی متناسب با نیازهای بیمار طراحی میکند. این پروتکل میتواند شامل مداخلات روانشناختی، آموزش مهارتهای کنترل استرس، اصلاح سبک زندگی، مدیریت اضطراب، درمانهای شناختی و رفتاری و سایر روشهای تخصصی باشد.
دبیر علمی کنگره ملی طب روانتنی خاطرنشان کرد: چنانچه در جریان درمان، نیاز به دارودرمانی یا بررسیهای تکمیلی پزشکی وجود داشته باشد، بیمار بار دیگر با نظر متخصص به پزشک یا روانپزشک ارجاع داده میشود. بنابراین، طب روانتنی بر همکاری میان رشتههای مختلف درمانی استوار است و تلاش میکند مسیر درمان بیمار را از حالت پراکنده و جداگانه خارج کند.
رجبی افزود: در گذشته، در بسیاری از نگاهها، روان و جسم بهصورت دو حوزه کاملاً مستقل در نظر گرفته میشدند؛ به این معنا که درد جسمی تنها در چارچوب جسم و مشکلات روحی تنها در چارچوب روان بررسی میشد. اما دانش امروز و تجربههای بالینی نشان میدهد که این دو حوزه ارتباطی عمیق و دوسویه با یکدیگر دارند.
وی بیان کرد: سلامت انسان یک موضوع چندبعدی است و نمیتوان سلامت جسمی را بدون توجه به وضعیت روانی و سلامت روانی را بدون در نظر گرفتن شرایط جسمانی مورد بررسی قرار داد. بسیاری از بیماریها و علائم جسمی میتوانند تحت تأثیر فشارهای روحی تشدید شوند و در مقابل، بیماریهای جسمی طولانیمدت نیز ممکن است بر خلقوخو، اضطراب، کیفیت زندگی و شرایط روانی فرد اثر بگذارند.
دبیر علمی کنگره ملی طب روان تنی با بیان اینکه پزشکان در روند بررسی و درمان بیماران وظایف خود را بهدرستی دنبال میکنند، گفت: هدف از طرح مباحث روانتنی، جایگزین کردن روانشناسی بهجای پزشکی یا نادیده گرفتن تخصص پزشکان نیست. در واقع، رویکرد روانتنی بر تکمیل زنجیره درمان تأکید دارد و معتقد است در بسیاری از موارد، منشأ یا بخشی از منشأ یک مشکل میتواند روانی باشد و لازم است فرد بهموقع به متخصص مرتبط ارجاع داده شود.
رجبی ی ادامه داد: گاهی بیمار به دلیل آنکه از منشأ روانی علائم خود آگاه نیست، تصور میکند تنها راه درمان، مراجعه مکرر به مراکز پزشکی یا استفاده از داروهای متعدد است؛ در حالی که ممکن است دریافت خدمات روانشناختی و اجرای یک برنامه درمانی منظم، نقش مؤثری در کاهش یا کنترل علائم او داشته باشد.
