یادداشت مهمان- سعید شهرابی فراهانی، تحلیلگر مسائل راهبردی، امنیتی، روابط بینالملل و حوزه امنیت ملی: در محیط متحول امنیتی و ژئوپلیتیکی منطقه، جمهوری اسلامی ایران با مجموعهای از تهدیدهای چندلایه مواجه است؛ تهدیدهایی که دیگر صرفاً در قالب تقابل نظامی تعریف نمیشوند و ابعاد سیاسی، اقتصادی، رسانهای، شناختی، دیپلماتیک و اجتماعی را نیز دربرمیگیرند. در چنین شرایطی، مسئله اصلی تنها «عبور از بحران» نیست؛ بلکه چگونگی تبدیل فشارهای راهبردی به فرصتی برای افزایش تابآوری، انسجام و قدرت ملی است.
جمهوری اسلامی ایران نباید در برابر تهدیدها از حقوق و منافع ملی خود عقبنشینی کند؛ اما پاسخ مؤثر به تهدید نیز مستلزم شناخت دقیق صحنه، تصمیمگیری سنجیده، شجاعت راهبردی و استفاده همزمان از ظرفیتهای دفاعی، سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک است.
امنیت ملی؛ یک مفهوم چندبعدی
مهمترین نکته در این چارچوب، نگاه جامع به مفهوم امنیت ملی است. امنیت صرفاً به معنای برخورداری از توان نظامی نیست. امنیت پایدار زمانی شکل میگیرد که توان دفاعی کشور با ثبات اقتصادی، رفاه عمومی، انسجام اجتماعی، سرمایه انسانی، قدرت دیپلماتیک و اعتماد عمومی همراه شود.
ازاین منظر، قدرت ملی را باید یک منظومه بههمپیوسته دانست. هر اندازه یکی از اجزای این منظومه تضعیف شود، توان کشور برای مدیریت بحرانهای پیچیده نیز کاهش مییابد. بنابراین سیاست امنیتی موفق باید همزمان به «امنیت کشور» و «امنیت و رفاه جامعه» توجه داشته باشد.
بازدارندگی؛ زبان جلوگیری از جنگ
بازدارندگی مؤثر لزوماً به معنای ورود به جنگ نیست؛ بلکه در اصل، سازوکاری برای جلوگیری از محاسبه اشتباه طرف مقابل است.
هرچه ظرفیت دفاعی، آمادگی ملی و توان پاسخگویی یک کشور افزایش یابد، احتمال آنکه رقیب یا دشمن تصور کند میتواند با هزینهای محدود اهداف خود را تحمیل کند، کاهش پیدا میکند.
دراین چارچوب، توسعه ظرفیتهای دفاعی و حفظ آمادگی نیروهای مسلح، بخشی از معماری بازدارندگی محسوب میشود. با این حال، بازدارندگی پایدار تنها از تجهیزات نظامی تشکیل نمیشود؛ بلکه به کیفیت تصمیمگیری، توان فناوری، ظرفیت صنعتی، نیروی انسانی متخصص، تابآوری اقتصادی و انسجام سیاسی ـ اجتماعی نیز وابسته است.
جنگ آینده؛ میدان تقابل روایتها
یکی از تحولات مهم در محیط امنیتی امروز، گسترش جنگ ترکیبی و شناختی است. در این نوع تقابل، هدف تنها آسیبزدن به زیرساختها یا توان نظامی نیست؛ بلکه تلاش میشود ادراک جامعه، اعتماد عمومی، محاسبات تصمیمگیران و تصویر کشور در افکار عمومی نیز تحت تأثیر قرار گیرد.
ازاین رو، مدیریت روایت و تقویت سواد رسانهای به بخشی از امنیت ملی تبدیل شده است. جامعهای که بتواند اطلاعات معتبر را از عملیات روانی و اخبار جعلی تفکیک کند، در برابر فشارهای شناختی مقاومتر خواهد بود.
درنتیجه، قدرت رسانهای و ارتباطی را باید در کنار قدرت نظامی و اقتصادی بهعنوان یکی از مؤلفههای قدرت ملی مورد توجه قرار داد.
دیپلماسی؛ مکمل قدرت دفاعی
در عرصه بینالمللی، توان دفاعی و دیپلماسی دو مسیر رقیب نیستند؛ بلکه میتوانند مکمل یکدیگر باشند.
کشوری که از پشتوانه دفاعی، اقتصادی و اجتماعی برخوردار است، ظرفیت بیشتری برای مذاکره و تأمین منافع خود دارد. در مقابل، دیپلماسی فعال میتواند از تبدیل اختلافات سیاسی به بحرانهای امنیتی جلوگیری کند و فرصتهای جدیدی برای همکاری منطقهای و بینالمللی ایجاد نماید.
راهبرد مطلوب، بنابراین نه انفعال در برابر فشار خارجی و نه گرفتارشدن در چرخه دائمی تقابل، بلکه تعامل مقتدرانه همراه با حفظ آمادگی ملی است.
توان تولید دفاعی و مسئله تابآوری
دربحث ظرفیتهای موشکی و پهپادی، نکته مهمتر از اعداد و آمار، مفهوم «تابآوری دفاعی» است. تابآوری به معنای توانایی حفظ قابلیتهای دفاعی در شرایط فشار، اختلال یا بحران طولانیمدت است. این امر به زنجیره تأمین، دانش فنی، نیروی متخصص، زیرساخت صنعتی، تحقیق و توسعه و توان جایگزینی وابسته است.
بنابراین هر راهبرد دفاعی بلندمدت باید علاوه بر افزایش قابلیتها، بر پایداری و انعطافپذیری آنها نیز تمرکز داشته باشد.
سرمایه اجتماعی؛ حلقه تعیینکننده قدرت ملی
یکی از مهمترین درسهای بحرانهای معاصر آن است که قدرت واقعی کشورها تنها در تعداد تجهیزات یا حجم منابع آنها خلاصه نمیشود. اعتماد مردم به نهادهای حاکمیتی، احساس مشارکت در سرنوشت کشور و امید به آینده، بخش مهمی از توان ملی را تشکیل میدهد.
اگر جامعه از انسجام برخوردار باشد، فشارهای خارجی اثر کمتری خواهد داشت. بنابراین تقویت سرمایه اجتماعی باید همسطح تقویت سایر مؤلفههای امنیت ملی دنبال شود. بر این اساس، هدف راهبردی جمهوری اسلامی ایران نباید صرفاً عبور از یک مقطع حساس باشد.
