درحال بارگذاری...
قارایی: دفاع از میهن مرزی میان هنر و نبرد نمی‌شناسد
سیاسی

قارایی: دفاع از میهن مرزی میان هنر و نبرد نمی‌شناسد

یه گزارش خبرگزاری مهر، شاید خیلی‌ها فکر کنند جان‌فدایی شدن برای روزهای خاکریز و خط مقدم جنگ است، اما جواد قارایی، کسی که وجب به وجب ایران را زیر پا گذاشته، روایت دیگری دارد.

او معتقد است در روزگاری که ماندن و ساختن از هر زمان دیگری سخت‌تر شده، هر کسی که آستین همت بالا می‌زند تا چرخ معیشت این مردم بچرخد و چراغ یک کارآفرینی روشن بماند، یک جان‌فدای واقعی است.

راوی مستند ایران‌گرد می‌گوید اگرچه امروز سنگرش فرهنگ و اقتصاد است، اما اگر روزی چشم طمع به ” ایران جانش” بیفتد، دوربینش را زمین می‌گذارد تا در خط مقدم، اسلحه به دست برای مادر وطن بجنگد.

قارایی با لحنی گلایه‌آمیز گفت: بزرگترین ایراد مسئولان در دهه‌های گذشته، ناتوانی در تبیین هویت ملی و ارزش‌های سرزمینمان بوده است. من با صراحت می‌گویم که در برخی حوزه‌ها این کوتاهی‌ها به مرز “خیانت” رسیده است. چرا نباید شناخت از ایران و افتخارات تاریخی و دینی ما از مهدکودک تا دانشگاه به صورت مستمر و جذاب تدریس شود؟ ‌

وی افزود: عشق به وطن از مسیر “شناخت” می‌گذرد. اگر جوانی ایران را نشناسد، نسبت به آن بی‌تفاوت می‌شود و در برابر بمباران رسانه‌ای دشمن، به راحتی می‌پذیرد که در یک کشور عقب‌مانده و سیاه زندگی می‌کند. مسئولان حتی برای آگاه‌سازی سلبریتی‌ها و چهره‌های تأثیرگذار هم برنامه‌ای نداشته‌اند. اگر این قشر آگاه بودند، در روزهای سخت به جای بازی در زمین دشمن، با افتخار پشتِ مردم و خاکشان می‌ایستادند. ‌ تعریف نوین از «جان‌فدایی» در عصر حاضر.

وی تأکید کرد: جان‌فدایی فقط به معنای حضور در جبهه نظامی نیست. امروز کسی که در این شرایط سخت اقتصادی در ایران می‌ماند، کارآفرینی می‌کند، برای معیشت مردم می‌جنگد و برای پیشرفت علم و صنعت عرق می‌ریزد، او هم یک “جان‌فدای واقعی” است. ‌ وی همچنین خاطرنشان کرد: تمام این ایثارگری‌ها ریشه در “معرفت” دارد. تا ایران را نشناسیم، به آن عشق نمی‌ورزیم و تا عاشق نشویم، برایش جان نمی‌دهیم. وظیفه امروز ما این است که شعله شناخت و آگاهی را در دل جوانان روشن نگاه داریم تا در برابر تندبادهای ناامیدی، صبور و استوار باقی بمانند.

ایران؛ مادری که در سختی‌ها عزیزتر است

جواد قارایی در پاسخ به این پرسش که آیا ایرانِ امروز هنوز ارزش ایستادگی و ساختن را دارد، با استفاده از یک استعاره تکان‌دهنده به تبیین نگاه خود پرداخت.

وی تصریح کرد: ایران دقیقاً مثل مادر است. وقتی از من می‌پرسید آیا این کشور هنوز ارزش جنگیدن دارد، مثل این است که بپرسید آیا مادری که کهنسال، از کار افتاده یا آسیب‌دیده شده، هنوز ارزش رسیدگی دارد؟ مسلماً پاسخ این است که هرچه این مادر رنجورتر باشد، ما باید بیشتر برای او زحمت بکشیم.

‌ وی افزود: ما تا آخرین لحظه عمرمان مدیون این سرزمین هستیم. باید بدانیم که هیچ‌کس از خارج از این مرزها برای نجات “مادر” ما نخواهم آمد. این خودِ ما هستیم که باید آستین همت بالا بزنیم، آن را بسازیم و باعث پیشرفت ملتمان شویم. ‌ از قاب دوربین تا سنگر نبرد؛ آمادگی برای جان‌فدایی.

این مستندساز که سال‌ها زیبایی‌های ایران را به تصویر کشیده است، بر این باور است که دفاع از میهن مرزی میان هنر و نبرد نمی‌شناسد.

وی با قاطعیت اعلام کرد: اگر خدایی ناکرده روزی برسد که کشور به نیروی مسلح نیاز داشته باشد، من لحظه‌ای درنگ نخواهم کرد. در آن روز، دوربینم را زمین می‌گذارم، سلاح به دست می‌گیرم و برای حفاظت از ایران و ایرانی در خط مقدم هر جبهه‌ای که باشد، مقابل دشمن می‌ایستم. ‌

وی در پایان خاطرنشان کرد: ایستادگی تا آخرین نفس و فدا کردن جان برای کشور، برای من چیزی است که هیچ شکی در آن نیست. این خاک، هویت ماست و تا آخرین قطره خون برای حفاظت از آن ایستادگی خواهم کرد.

نظرات

نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *