خبرگزاری مهر، گروه استان ها– بابک شفقتی: در روستای سختگذر و ابرینشین «مثلاکوه»، بانویی که دفتر کارش را در خانه بهداشت روستا برپا کرده، فراتر از نسخههای همیشگی برای بیماریهایی مثل تب و فشار خون، اکنون سرفصل جدیدی را به دفتر خدمات سلامت خود اضافه کرده است: «درمان زمین».
این فعال محلی که پیش از این تنها به فکر سلامت جسم اهالی روستا بود، حالا با آموزش چهره به چهره، به روستاییان یاد داده است که زباله، «طلای پنهان» است. او با ترویج فرهنگ تفکیک و کاهش پسماند، نشان داده که جهاد صرفهجویی نه فقط در مصرف انرژی، بلکه در بازیافت و مدیریت منابع نیز معنا پیدا میکند.
روستاییان میگویند: قبل از این، زباله را فقط یک مشکل میدیدیم، اما حالا میدانیم که هر تکه زبالهای که دور ریخته شود، فرصتی برای حفظ زمین و اقتصاد خانواده است.
روستای «مثلاکوه» در بخش مرکزی تالش، جایی که مه صبحگاهی بر شانههای کوهستان مینشیند و زندگی با نفس دامها و طراوت باغها گره خورده، این روزها حال و هوای دیگری دارد. دیگر خبری از پلاستیکهای رهاشده در دامنهها و زبالههایی که زخمی بر پیشانی طبیعت بودند، نیست. این تغییر حاصل همت زنی است که «بهورز» نام دارد، اما «سفیر سبز» کار میکند.

سفیر سلامت زمین
بهورز جوان و دلسوز خانه بهداشت مثلاکوه، روزی متوجه شد که داروهایی که برای بیمارانش تجویز میکند، اگر محیط اطرافشان آلوده باشد، التیامبخش نخواهد بود. او میدید که انباشت کیسههای پلاستیکی و پسماندهای مواد غذایی در حاشیه جادهها و مراتع، نهتنها چهره روستا را زشت کرده، که خطر جدی برای آبهای زیرزمینی و سلامت دامها – که سرمایه اصلی مردم این دیارند – ایجاد کرده است.
«مینا باجی» در گفتوگو با خبرنگار مهر گفت: سلامت انسان، از سلامت محیط جدا نیست. خیلی از بیماریهایی که میبینم، ریشه در زبالههای رها شده دارد. پلاستیکها که وارد مراتع میشوند، دامها میخورند و چرخه بیماری ادامه پیدا میکند. من وظیفه خودم دانستم که فقط نبض قلب اهالی را نگیرم، نبض زمین را هم پایش کنم.
از زباله تا کود؛ تجربهای که جواب داد
او به جای ناامیدی و منتظر ماندن برای آمدن ماشینهای شهرداری به این منطقه صعبالعبور، آستین همت بالا زد و آموزش چهرهبهچهره را شروع کرد. اولین گامش سختترین بود: تفکیک زباله از مبدأ. اما چون با صبوری و زبانی ساده پیش رفت، اهالی پای کار آمدند.

در طرح ابتکاری این بهورز، زبالههای روستا به دو دسته «تر» و «خشک» تقسیم میشوند. زبالههای خشک و بازیافتی با همکاری خود روستاییان جمعآوری و برای بازیافت به پاییندست منتقل میشوند. اما داستان اصلی، در گودالهای کوچکی رقم میخورد که خانم باجی به اهالی نشان داد چگونه حفر کنند. زبالههای تر (پس مانده میوه، سبزی و غذا) در این گودالها به روش اصولی دفن میشوند و پس از طی شدن فرآیند تجزیه طبیعی، به کود آلی و مرغوب تبدیل میشوند.
تغییری که به چشم میآید
این روزها که وارد مثلاکوه میشوی، دیگر خبری از بوی ناخوشایند زباله یا صحنه رها شدن کیسههای پلاستیکی در باغها نیست. اهالی با شوق از این تجربه حرف میزنند. یکی از پیرمردان دامدار روستا در گفتوگو با خبرنگار مهر گفت: قبلاً نمیدانستیم با زباله چه کنیم. میریختیم توی رود یا میسوزوندیم که دودش اذیت میکرد. اما حالا به برکت خانم باجی، هم روستامان تمیز شده، هم برای باغ سیبهامان کود مجانی و عالی داریم. یعنی هم زباله را جمع میکنیم، هم پول پسانداز میکنیم.

سلامتی که از زمین شروع میشود
خانم باجی امروز فقط یک بهورز نیست؛ او الگویی از شهروندی زیستمحیطی در دل کوهستان است. او ثابت کرده که برای حفاظت از محیطزیست نیازی به بودجههای کلان یا امکانات عجیب نیست؛ گاهی یک جفت دست پر اراده و یک دهان برای آموزش کافی است.
شاید بتوان گفت مثلاکوه تالش، فقط یک روستای نمونه در زمینه مدیریت پسماند نیست؛ بلکه کلاسی است عملی که در آن یک بهورز، درس «زندگی پایدار در طبیعت» را به بهترین شکل ممکن تدریس میکند. سلامتی مردم این دیار، حالا با سلامتی زمینشان گره خورده؛ و این دقیقاً همان نسخهای است که برای تمام روستاهای ایران میتوان پیچید.
