تصویری از روزی شاد در محل کار یا آهنگی غمگین همراه با جمله «دیگه توان ادامه دادن ندارم». در بسیاری از موارد، محتوای دوم واکنش احساسی بیشتری را برمیانگیزد. در این حالت، مخاطبان احساس مسئولیت میکنند، پیام میدهند و سعی میکنند که حال فرد را بهتر کنند. همین تفاوت در میزان توجه، بر نوع محتوایی که افراد در آینده منتشر میکنند، اثر میگذارد.
همچنین در سالهای اخیر، نمایش احساسات منفی در شبکههای اجتماعی به پدیدهای رایج تبدیل شده است. بسیاری از افراد از این فضا برای بیان ناراحتیها، تنهایی یا فشارهای روانی خود استفاده میکنند. اما در کنار این بیان صادقانه، گاهی نوعی «غمگیننمایی» نیز شکل میگیرد. این غمگیننمایی یعنی نمایش پررنگ یا مکرر غم به شکلی که بیش از آنکه بازتاب کامل واقعیت باشد، به جذب توجه و تعامل بیشتر منجر شود.
در ادامه، مهمترین دلایل محبوبیت غمگیننمایی در اینستاگرام را بررسی میکنیم.
سطحی به نظر نرسیدن
گاهی مواقع افراد تمایل دارند که محتواهای خوشحالکننده و امیدبخش منتشر کنند ولی از این واهمه دارند که دیگران آنها را فردی سطحی یا بیدغدغه بدانند. گاهی نیز از نظرات و بازخوردهای دیگران میترسند. حتما شما هم در اینستاگرام این دسته از نظرات را دیدهاید:
«واقعاً الان دغدغهتون اینه؟»
«کاش زندگی منم مثل شما اینقدر بیدغدغه بود!»
«وقتی آدم چیزی برای ناراحت شدن نداره، از این چیزها خوشحال میشه.»
«اینقدر همه چیز رو ساده نبینید، دنیا اینطوری نیست.»
«بعضیا هنوز نمیدونن زندگی واقعی چقدر سخته.»
جلب توجه و همدلی
در فضای اینستاگرام، محتوایی که احساسات قوی مانند غم، تنهایی یا ناراحتی را منتقل میکند، معمولاً واکنش بیشتری از سوی مخاطبان دریافت میکند. بسیاری از کاربران با گذاشتن نظر، ارسال پیام خصوصی یا نشان دادن همدلی، تعامل بیشتری با این نوع محتوا نشان میدهند. همین بازخوردها برخی افراد را به انتشار بیشتر چنین پستهایی برای افزایش دیده شدن و تعامل تشویق میکند.
تصور کنید بلاگری دو استوری منتشر کند. یکی فقط عکس غروب آفتاب است و دیگری همان عکس همراه با جمله «کاش همه چیز مثل قبل بود.» احتمال بیشتری دارد که مخاطبان در جواب استوری دوم، پیامهایی مثل «حالت خوبه؟» یا «چی شده؟» برای او ارسال کنند. همین هم باعث میشود که برای دفعات بعدی نیز این بلاگر سراغ چنین جملاتی برود.
البته انتشار محتوای غمگین همیشه هم با هدف جلب توجه انجام نمیشود. گاهی افراد صرفاً میخواهند احساسات خود را بیان کنند، شنیده شوند یا از دیگران حمایت عاطفی دریافت کنند. در چنین فضایی، برخی کاربران آگاهانه یا ناآگاهانه از نمایش احساسات منفی بهعنوان راهی برای برقراری ارتباط بیشتر با مخاطبان و افزایش تعامل استفاده میکنند.
الگوریتم شبکههای اجتماعی
الگوریتمهای اینستاگرام معمولاً محتواهایی را بیشتر نمایش میدهند که باعث تعامل بیشتر کاربران شوند. محتوای غمگین، بحثبرانگیز یا احساسی اغلب باعث میشود که افراد زمان بیشتری روی آن توقف کنند، نظر بدهند یا آن را با دیگران به اشتراک بگذارند. در نتیجه، این نوع محتوا شانس بیشتری برای دیده شدن پیدا میکند و چرخه انتشار آن گستردهتر میشود.
این سازوکار این تصور را در میان کاربران ایجاد میکند که محتوای غمگین نسبت به سایر انواع محتوا محبوبتر یا موفقتر است. در نتیجه، برخی افراد برای افزایش بازدید و تعامل، به تولید یا انتشار محتواهایی روی میآورند که احساسات شدیدتری را برمیانگیزند. با این حال، این محتواها همیشه هم بازتاب دقیقی از واقعیت زندگی یا وضعیت عاطفی منتشرکننده نیستند. در واقع چنین محتواهایی معمولا بیش از آنکه بیانگر تجربه واقعی باشند، تحت تأثیر سازوکارهای پلتفرم و الگوهای جلب توجه شکل میگیرند.
ساختن هویت آنلاین
افراد در شبکههای اجتماعی معمولاً فقط بخشی از شخصیت و زندگی خود را نمایش میدهند و تصویری انتخابشده از خود میسازند. برای برخی، نشان دادن غم، حساسیت یا تجربههای دشوار، بخشی از هویت آنلاین آنها میشود. این موضوع به آنها کمک میکند تا تصویری خاص از خود ارائه دهند؛ مثلاً فردی عمیق، متفاوت یا دارای نگاه هنری.
در برخی موارد، این تصویرسازی به مرور از احساس واقعی فرد فاصله میگیرد. فرد برای هماهنگ ماندن با تصویری که از خود ساخته است، همچنان محتوای مشابهی منتشر میکند. به این ترتیب، غم از یک احساس شخصی به یک عنصر ثابت در نمایش آنلاین فرد تبدیل میشود.
بیان غیرمستقیم احساسات
بعضیها بیان مستقیم احساسات خود را دشوار میدانند و ترجیح میدهند از راههای غیرمستقیم مانند استوری، موسیقی، نقلقول یا تصاویر استفاده کنند. این روش به آنها اجازه میدهد تا بدون صحبت مستقیم درباره مشکلاتشان، بخشی از احساسات خود را با دیگران در میان بگذارند.
در واقع گاهی انتشار محتوای غمگین، نوعی درخواست پنهان برای حمایت یا درک شدن به شمار میآید. به همین دلیل، غمگیننمایی در برخی موارد نه با هدف جلب توجه، بلکه بهعنوان روشی برای بیان احساساتی به کار میرود که به زبان آوردن آنها برای فرد دشوار است.
نیاز به احساس تعلق
حتما شما هم بارها در موقعیتهای مختلف از خودتان پرسیدهاید که بقیه هم چنین احساساتی را تجربه میکنند؟ همهی ما دوست داریم به این نتیجه برسیم که تنها نیستیم. انتشار محتوای غمگین در اینستاگرام فضایی ایجاد میکند تا افراد بتوانند درباره مشکلات، شکستها یا احساسات مشترک صحبت کنند. همین هم باعث میشود که احساس نزدیکی بیشتری با دیگران داشته باشند.
فرض کنید دانشجویی بعد از چند بار رد شدن در مصاحبههای شغلی، پستی درباره ناامیدی منتشر میکند. وقتی در بخش نظرات میبیند که افراد زیادی تجربه مشابهی داشتهاند، دیگر احساس تنها بودن نمیکند.
این احساس تعلق دلیل مهمی برای انتشار یا دنبال کردن محتوای غمگین است. کاربران با دیدن تجربههای مشابه متوجه میشوند که احساسات آنها منحصر به خودشان نیست و افراد دیگری نیز شرایط مشابهی را تجربه میکنند.
و در پایان
شبکههای اجتماعی معمولاً تصویر کاملی از واقعیت را ارائه نمیدهند. بنابراین دنیای واقعی به اندازهی آن چه در اینستاگرام و سایر شبکههای اجتماعی میبینید، غمگین، خشن و بیرحم نیست. همچنین معمولا زندگی افراد چرخهای مداوم از غم و شادی است. اگر فردی در اینستاگرام دائماً محتوای غمگین منتشر میکند، لزوماً به این معنا نیست که تمام زندگی او پر از غم است. همانطور که انتشار مداوم تصاویر شاد نیز لزوماً نشاندهنده یک زندگی بیدغدغه نیست.
بنابراین اگر احساس میکنید که با هر بار گشتن در فضای مجازی، غمگینتر از پیش میشوید، شاید وقت آن رسیده که دنبال راهکار باشید. مثلا با حذف صفحات و بلاگرهایی که بیش از حد محتواهای غمگین منتشر میکنند، شروع کنید. همچنین سعی کنید که تعادلی میان مشاهدهی محتواهای غمگین و شاد ایجاد کنید.
