گاهی همه اعضای خانواده هنوز زیر یک سقف زندگی میکنند؛ شام را کنار هم میخورند، از برنامههای روزانه یکدیگر خبر دارند و شاید حتی اختلاف جدی و آشکاری هم میانشان وجود نداشته باشد. با این حال، چیزی در رابطه تغییر کرده است. گفتوگوها کوتاهتر شده، صمیمیت گذشته کمرنگ شده و هرکس بیشتر در دنیای خودش زندگی میکند.
این همان فاصلهای است که معمولاً یکشبه به وجود نمیآید.
فاصله عاطفی اغلب آرام و بیصدا شکل میگیرد؛ از چند گفتوگوی نیمهتمام، دلخوریهایی که هیچوقت درباره آنها صحبت نشده، خستگیهای مداوم، احساس شنیده نشدن و نیازهایی که بارها نادیده گرفته شدهاند.
ممکن است اعضای یک خانواده از نظر فیزیکی به هم نزدیک باشند، اما از نظر عاطفی کیلومترها با یکدیگر فاصله داشته باشند.
شناخت دلایل این اتفاق، اولین قدم برای جلوگیری از عمیقتر شدن آن است. در بسیاری از موارد، مشاوره خانواده نیز میتواند به اعضای خانواده کمک کند الگوهای ارتباطی آسیبزا را بهتر بشناسند و راهی برای نزدیک شدن دوباره به یکدیگر پیدا کنند.
