اما پرسش مهم این است که چرا استفاده از شبکههای اجتماعی تا این اندازه جذاب و گاهی تکرارشونده است؟ آیا پاسخ را میتوان فقط در طراحی فناوری و الگوریتمهای شبکههای اجتماعی جستوجو کرد یا بدن و مغز انسان نیز در این فرایند نقش دارند؟
یکی از حوزههای مهم پژوهش در این زمینه، بررسی ارتباط میان هورمونها، انتقالدهندههای عصبی، سیستم پاداش مغز، استرس، خواب و رفتار اجتماعی است. البته از نظر علمی باید میان «هورمون» و «انتقالدهنده عصبی» تفاوت قائل شد. برای مثال، کورتیزول و اکسیتوسین هورمون محسوب میشوند، در حالی که دوپامین و سروتونین عمدتاً بهعنوان انتقالدهندههای عصبی شناخته میشوند؛ هرچند برخی مواد شیمیایی میتوانند بسته به محل و نحوه عملکرد، نقشهای متفاوتی داشته باشند.
بنابراین، اصطلاح «هورمونهای شبکههای اجتماعی» از نظر علمی دقیق نیست. هیچ هورمون واحدی وجود ندارد که بتواند استفاده از شبکههای اجتماعی را توضیح دهد. در واقع، رفتار رسانهای انسان حاصل تعامل پیچیده مغز، هورمونها، هیجانات، یادگیری، شخصیت، روابط اجتماعی، محیط و طراحی پلتفرمهای دیجیتال است.
دوپامین و نقش سیستم پاداش در شبکههای اجتماعی
یکی از مهمترین مواد شیمیایی مرتبط با رفتار رسانهای، دوپامین است. دوپامین یک انتقالدهنده عصبی مهم در مغز است که در انگیزش، یادگیری تقویتی، توجه، تصمیمگیری و پردازش پاداش نقش دارد. در فرهنگ عمومی گاهی دوپامین را «هورمون لذت» مینامند، اما این تعبیر بیش از حد سادهانگارانه است. دوپامین فقط مسئول احساس لذت نیست؛ بلکه در یادگیری این موضوع که «چه چیزی ارزش دنبال کردن دارد» و «چه رفتاری احتمالاً به پاداش منجر میشود» نقش مهمی دارد.
شبکههای اجتماعی نمونه مناسبی از محیطهایی هستند که میتوانند سیستم یادگیری پاداش را درگیر کنند. کاربر ممکن است مطلبی منتشر کند و نداند چند نفر آن را خواهند پسندید، چه کسی نظر خواهد داد یا چه پیامی دریافت خواهد کرد. این پاداش اجتماعی غیرقابلپیشبینی میتواند رفتار را تقویت کند.
یک مطالعه گسترده که بیش از یک میلیون پست از بیش از ۴۰۰۰ کاربر را بررسی کرده است، نشان داد که رفتار کاربران در شبکههای اجتماعی با اصول یادگیری مبتنی بر پاداش سازگار است؛ به این معنا که میزان دریافت پاداش اجتماعی با الگوی زمانی فعالیت کاربران ارتباط داشت. با این حال، پژوهشگران تأکید کردهاند که این یافتهها بهتنهایی ثابت نمیکنند که دوپامین مستقیماً علت استفاده از شبکههای اجتماعی است.
بنابراین، وقتی فرد بارها تلفن همراه خود را بررسی میکند تا ببیند «چه خبر جدیدی آمده است»، ممکن است بخشی از این رفتار نتیجه یادگیری و انتظار پاداش باشد. صدای اعلان، لرزش تلفن یا حتی دیدن آیکون یک شبکه اجتماعی میتواند به یک نشانه آموختهشده برای بررسی مجدد گوشی تبدیل شود.
کورتیزول؛ هورمون استرس و استفاده از شبکههای اجتماعی
کورتیزول یکی از مهمترین هورمونهای مرتبط با پاسخ بدن به استرس است. این هورمون بخشی از فعالیت محور هیپوتالاموس ـ هیپوفیز ـ آدرنال (HPA) محسوب میشود و در تنظیم انرژی، متابولیسم، پاسخ ایمنی و سازگاری بدن با شرایط استرسزا نقش دارد. ارتباط میان کورتیزول و شبکههای اجتماعی ساده و یکطرفه نیست. استفاده از رسانههای اجتماعی میتواند برای برخی افراد منبع ارتباط و حمایت اجتماعی باشد، اما در شرایط دیگر ممکن است با استرس، مقایسه اجتماعی، تعارض آنلاین، اخبار نگرانکننده، طرد اجتماعی یا آزار اینترنتی همراه شود. برای مثال، مطالعهای روی نوجوانان نشان داد برخی شاخصهای رفتار در فیسبوک با الگوی روزانه کورتیزول ارتباط داشتند. تعداد دوستان فیسبوکی با میزان بیشتری از کورتیزول ارتباط مثبت داشت، در حالی که تعامل با همسالان در فیسبوک با برخی شاخصهای کورتیزول رابطه منفی داشت. پژوهشگران این نتایج را شواهد اولیه دانستند و بر پیچیدگی رابطه میان رفتار آنلاین و سیستم استرس تأکید کردند. PPubMed بنابراین نمیتوان گفت «شبکههای اجتماعی همیشه کورتیزول را افزایش میدهند». سطح کورتیزول تحت تأثیر عوامل متعددی مانند ساعت شبانهروز، کیفیت خواب، فعالیت بدنی، بیماری، استرس روانی و شرایط محیطی قرار دارد.
اکسیتوسین و نیاز انسان به ارتباط اجتماعی
اکسیتوسین هورمونی است که در بسیاری از فرایندهای اجتماعی و فیزیولوژیک، از جمله پیوند عاطفی، دلبستگی، رفتار والدینی و تنظیم برخی پاسخهای استرس نقش دارد. انسان موجودی اجتماعی است و نیاز به ارتباط، تعلق و دریافت حمایت اجتماعی دارد. شبکههای اجتماعی میتوانند بخشی از این نیاز را از طریق ارتباط با دوستان، خانواده، گروههای همفکر و جوامع آنلاین پاسخ دهند. با این حال، باید از ادعاهای سادهانگارانهای مانند «هر لایک باعث ترشح اکسیتوسین میشود» پرهیز کرد. شواهد علمی درباره رابطه مستقیم میان استفاده معمول از شبکههای اجتماعی و افزایش اکسیتوسین هنوز محدود است.
پژوهشهای مربوط به اکسیتوسین نشان میدهند که اثر آن بهشدت به زمینه اجتماعی و ویژگیهای فردی وابسته است. در یک مرور علمی، پژوهشگران تأکید کردند که اکسیتوسین میتواند حساسیت فرد را نسبت به نشانههای اجتماعی افزایش دهد و پیامد آن به این بستگی دارد که فرد موقعیت اجتماعی را امن، مثبت، تهدیدکننده یا مبهم تفسیر کند. PPubMed از این رو، شبکه اجتماعی را باید محیطی دانست که میتواند فرایندهای اجتماعی و هیجانی را فعال کند؛ نه اینکه آن را مستقیماً به افزایش یک هورمون خاص نسبت دهیم.
سروتونین، خلق و تجربههای اجتماعی آنلاین
سروتونین یکی از مهمترین انتقالدهندههای عصبی در بدن و مغز است و در فرایندهایی مانند خلق، خواب، اشتها، یادگیری و تنظیم هیجان نقش دارد. گاهی در فضای عمومی گفته میشود که دریافت «لایک» باعث افزایش سروتونین میشود. چنین ادعایی از نظر علمی بیش از اندازه ساده است. خلق انسان حاصل تعامل مجموعه بزرگی از سیستمهای عصبی و هورمونی و همچنین تجربههای اجتماعی و شناختی است.
شبکههای اجتماعی میتوانند از طریق دریافت حمایت اجتماعی، احساس تعلق، تأیید، طرد، انتقاد یا مقایسه اجتماعی بر وضعیت هیجانی افراد تأثیر بگذارند؛ اما نمیتوان هر تغییر خلقی را به تغییر مستقیم سطح سروتونین نسبت داد. بنابراین، رابطه میان سروتونین، خلق و شبکههای اجتماعی باید در چارچوب گستردهتر علوم اعصاب و روانشناسی بررسی شود.
آدرنالین، هیجان و محتوای پرتنش
آدرنالین یا اپینفرین هورمون و انتقالدهندهای است که در پاسخ سریع بدن به تهدید یا برانگیختگی نقش دارد. افزایش فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک میتواند باعث افزایش ضربان قلب، هوشیاری و آمادگی فیزیولوژیک شود. شبکههای اجتماعی مملو از محتوای دارای برانگیختگی هیجانی بالا هستند؛ از اخبار فوری و حوادث گرفته تا ویدئوهای ترسناک، بحثهای سیاسی، درگیریهای آنلاین، مسابقات ورزشی و محتوای طنز. محتوای بسیار هیجانی ممکن است توجه انسان را بیشتر به خود جلب کند.
این موضوع فقط به آدرنالین مربوط نیست، بلکه با سازوکارهای توجه، تازگی، یادگیری، هیجان و اهمیت اجتماعی نیز ارتباط دارد. در واقع، محتوای برانگیزاننده لزوماً منفی نیست. یک ویدئوی خندهدار یا یک مسابقه ورزشی نیز میتواند سطح برانگیختگی را افزایش دهد. مسئله اصلی، شدت و تداوم تحریک هیجانی و تأثیر آن بر رفتار و زندگی روزمره است.
ملاتونین، استفاده شبانه از شبکههای اجتماعی و خواب
یکی از روشنترین ارتباطات میان زیستشناسی بدن و استفاده از رسانههای دیجیتال، موضوع خواب و ملاتونین است. ملاتونین هورمونی است که در تنظیم ریتم شبانهروزی بدن نقش دارد و ترشح آن معمولاً در ساعات عصر و شب افزایش پیدا میکند. نور در ساعات نامناسب شب میتواند بر ریتم شبانهروزی و فرایندهای مرتبط با ملاتونین اثر بگذارد. یک مرور نظاممند درباره نور عصرگاهی نشان داده است که مواجهه با نور در ساعات عصر میتواند موجب تغییر در زمانبندی ریتم ملاتونین و برخی شاخصهای مرتبط با خواب شود. اما مشکل استفاده شبانه از شبکههای اجتماعی فقط نور صفحه نیست.
محتوای جذاب، پیامهای جدید، ارتباطات اجتماعی، نگرانی از دست دادن اتفاقات مهم و عادت به بررسی گوشی نیز میتوانند زمان خواب را به تأخیر بیندازند. مطالعات گسترده نیز رابطه میان استفاده از شبکههای اجتماعی، خواب و سلامت روان را بررسی کردهاند. یک مرور نظاممند و فراتحلیل که بیش از یک میلیون فرد جوان را در مطالعات مختلف بررسی کرد، نشان داد که میان استفاده از شبکههای اجتماعی، خواب و شاخصهای سلامت روان ارتباطهایی وجود دارد؛ هرچند روابط مشاهدهشده پیچیده هستند و نمیتوان از آنها در همه موارد رابطه علت و معلولی مستقیم نتیجه گرفت. از این منظر، ممکن است یک چرخه ایجاد شود: استفاده طولانی از شبکههای اجتماعی در شب باعث تأخیر در خواب شود؛ کمخوابی بر تنظیم هیجان و استرس تأثیر بگذارد؛ و سپس فرد برای سرگرمی، فرار از احساسات ناخوشایند یا برقراری ارتباط، زمان بیشتری را در رسانههای اجتماعی سپری کند.
مقایسه اجتماعی؛ نقطه اتصال روانشناسی و زیستشناسی
یکی از ویژگیهای مهم شبکههای اجتماعی، قرار گرفتن مداوم فرد در معرض زندگی دیگران است. کاربران ممکن است روزانه تصاویر سفر، موفقیت شغلی، روابط عاطفی، ظاهر جسمانی، ثروت یا سبک زندگی دیگران را مشاهده کنند. این شرایط میتواند مقایسه اجتماعی را افزایش دهد. مقایسه ممکن است احساس انگیزه و الهام ایجاد کند، اما در برخی افراد نیز میتواند با احساس ناکافی بودن، حسادت، اضطراب یا کاهش رضایت از زندگی همراه شود. از نظر زیستی، چنین تجربههایی ممکن است با سیستمهای استرس و پاداش تعامل داشته باشند؛ اما پاسخ افراد یکسان نیست. شخصیت، عزتنفس، سن، شرایط اجتماعی و معنایی که فرد به محتوای مشاهدهشده میدهد، همگی اهمیت دارند. بنابراین، نمیتوان گفت که هر بار مشاهده زندگی دیگران در شبکههای اجتماعی حتماً باعث افزایش کورتیزول یا کاهش سروتونین میشود.
چرا برخی افراد بیشتر تحت تأثیر شبکههای اجتماعی قرار میگیرند؟
یکی از مهمترین نکات این است که زیستشناسی بهتنهایی رفتار رسانهای انسان را تعیین نمیکند. دو نفر ممکن است از یک شبکه اجتماعی و با مدت زمان مشابه استفاده کنند، اما تجربه کاملاً متفاوتی داشته باشند. شخصیت، سن، نیاز به ارتباط اجتماعی، وضعیت خواب، میزان استرس، کیفیت روابط خانوادگی و دوستانه، عزتنفس، عادتهای رفتاری و شرایط محیطی میتوانند بر نحوه استفاده از رسانه اثر بگذارند. در نتیجه، بهتر است رابطه میان هورمونها و شبکههای اجتماعی را در قالب یک مدل زیستی ـ روانی ـ اجتماعی بررسی کنیم.
در سطح زیستی، هورمونها و انتقالدهندههای عصبی بر پاداش، استرس، خواب، انگیزش و ارتباط اجتماعی اثر دارند.
در سطح روانشناختی، افکار، هیجانات، عادتها و مقایسه اجتماعی اهمیت دارند. در سطح اجتماعی نیز خانواده، دوستان، فرهنگ و محیط زندگی نقش دارند.
در نهایت، طراحی فناوری مانند اعلانها، الگوریتمهای پیشنهاد محتوا، اسکرول بیپایان و بازخوردهای اجتماعی میتواند این فرایندها را تحت تأثیر قرار دهد.
ما روزانه بارها و بارها به شاید به ساقیمان (شبکههای اجتماعی) جهت تامین دوپامین مراجعه کنیم. به تدریج مغز ما دچار تغییراتی میشود و برخی قابلیتهایمان مانند تمرکز و بهرهوری افت قابل توجهی پیدا میکند. مثلا آخرین باری که توانستهاید یک کتاب ۳۰۰ صفحهای را مطالعه کنید کی بوده است؟
اما آیا باید از شبکههای اجتماعی فرار کنیم؟
پاسخ منفی است. در آنها انبوهی از اطلاعات مفید و کاربردی نیز وجود دارد. اما نکته اینجاست که با دانستن این نکات میتوانیم در مقابل عوارض جانبی آنها راهکارهایی اتخاذ کنیم.
یکی موثرترین آنها این است که استفاده از شبکههای اجتماعی را به ساعات مشخصی از روز محدود کنیم. خبر خوب هم اینجاست که تاثیرات ناشی از این ابزارها برگشتپذیر است و اگر استفاده از آنها را محدود کنیم، مغز ما به تدریج به حالت عادی برمیگردد.
جمعبندی
نقش هورمونها و سیستمهای عصبی در استفاده از رسانهها و شبکههای اجتماعی موضوعی میانرشتهای است که علوم اعصاب، روانشناسی، غدد درونریز، علوم ارتباطات و مطالعات فناوری را به یکدیگر پیوند میدهد. دوپامین در سیستم پاداش و یادگیری نقش دارد و میتواند در توضیح جذابیت بازخوردهای اجتماعی و رفتارهای تکرارشونده در شبکههای اجتماعی اهمیت داشته باشد.
کورتیزول بخشی از سیستم پاسخ به استرس است و ممکن است با تجربههای استرسزای آنلاین و برخی الگوهای استفاده از شبکههای اجتماعی ارتباط داشته باشد. اکسیتوسین در فرایندهای اجتماعی و پیوند عاطفی نقش دارد، اما شواهد درباره افزایش مستقیم آن در اثر استفاده از شبکههای اجتماعی هنوز محدود است. سروتونین در تنظیم خلق و سایر فرایندهای عصبی نقش دارد و آدرنالین با برانگیختگی و پاسخهای سریع بدن مرتبط است.
همچنین ملاتونین و ریتم شبانهروزی میتوانند در رابطه میان استفاده شبانه از رسانههای دیجیتال و خواب اهمیت داشته باشند. با وجود این، هیچ «هورمون شبکههای اجتماعی» واحدی وجود ندارد که بتواند رفتار انسان در فضای دیجیتال را توضیح دهد.
رفتار رسانهای نتیجه تعامل پیچیده زیستشناسی، روانشناسی، روابط اجتماعی و طراحی فناوری است. شناخت این سازوکارها میتواند به والدین، معلمان، روانشناسان، متخصصان سلامت و خود کاربران کمک کند تا استفاده از رسانههای دیجیتال را واقعبینانهتر درک کنند.
هدف از شناخت زیستشناسی رسانه، ترساندن افراد از فناوری نیست؛ بلکه فهم بهتر این موضوع است که چرا برخی ویژگیهای شبکههای اجتماعی میتوانند توجه، هیجان، انگیزش، خواب و رفتار اجتماعی انسان را تحت تأثیر قرار دهند.
منابع
