به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابطعمومی گروه سینمایی هنر و تجربه، جواد مزدآبادی، کارگردان فیلم «سگمار» در ابتدای این نشست درباره روند شکلگیری قصه گفت: من در حال ساخت یک فیلم کوتاه در منطقهای خاص بودم که با روستایی متروکه مواجه شدم و احساس کردم این روستا میتواند اتمسفر جغرافیایی یک فیلم باشد. در ادامه، باتوجهبه دغدغهای که در سینمای شخصی خود پیگیری میکنم، فکر کردم میتوانم فیلمی را خارج از قواعد رایج سینمای ایران کارگردانی کنم. در واقع نمیخواستم اثری مرموز و دلهرهآور بسازم و در پی خلق لایههای معنایی چندگانه بودم.
وی ادامه داد: موضوعی جهانشمول ذهن من را درگیر خودکرده بود و آن اینکه، تمام جوامع دنیا که دارای قدرت و ثروت هستند، همواره چیزی در شمایل «سگمار» را دستاویز قرار میدهند تا بهوسیله آن، افراد جامعه را بترسانند. این موضوع در تمام دنیا مابازای بیرونی دارد و همین مسئله انگیزه من را برای ساخت این اثر افزایش داد.
مزدآبادی افزود: جریان معمول سینمای ایران بر اصول مشخصی بنا نشده است و متأسفانه به دلیل دستمزد برخی بازیگران، هزینهها بسیار بالا رفته است و ۷۰ درصد بودجه یک فیلم به بازیگران تعلق بگیرد که به لحاظ اقتصادی توجیهی ندارد.
مزدآبادی در ادامه با اشاره به هدف خود از ساخت این فیلم گفت: دغدغه اصلی من این بود که بیننده در انتهای فیلم در خصوص وجودداشتن یا نداشتن سگمار مردد بماند و در طول فیلم نیز برای این موضوع نوعی کدگذاری صورتگرفته است من در ساخت این اثر به دنبال ترساندن مخاطب نبودم و میخواستم مخاطب از سطح ماجرا، به عمق مفهوم هدایت شود.
مزدآبادی در ادامه با اشاره به منبع الهام خود برای ساخت «سگمار» گفت: «آروارهها» ساخته اسپیلبرگ ازاینجهت منبع الهام من بود که تا سکانس پایانی، خبری از موجود ترسناک نیست و آن را نمیبینیم؛ بنابراین فکر کردم بهتر است بدون اینکه مخاطب با موجودی هیولاوار مواجه شود، ترس حاصل از آن را احساس کند.
مزدآبادی یادآور شد: در ساخت فیلمهای موسوم به هنر و تجربه باید مسیرهای تازهای امتحان شود و فیلمساز با نوعی ریسک و رویکردهای خلاقانه به موضوعها نگاه کند. من تلاش کردم مسیری را در ساخت این فیلم پیگیری کنم که در نهایت به شمایلی منحصربهفرد منجر شود تا این اثر در نهایت شبیه به فیلم دیگری نباشد.
جواد مزدآبادی در پایان گفت: سینمای صاحب تفکر و بالندهای که به دنبال آن هستیم، باید از جنس سینمای هنر و تجربه باشد؛ سینمایی که فارغ از تمام مناسبات نامعقول سینمای تجاری ساخته شده است. از گروه سینمایی هنر و تجربه برای توجه به آثار متفاوت سینمای ایران سپاسگزارم.
در ادامه، سیروس سپهری، بازیگر فیلم «سگمار» گفت: «سگمار» فیلمی سخت بود و با عشق آن را به انجام رساندیم. من همواره دغدغه حضور در آثاری را دارم که پیامی را به مخاطب منتقل کنند.
وی ادامه داد: در شهرستانها بازیگران شاخصی وجود دارند که فرصت کافی در اختیار آنها قرار نمیگیرد.
در ادامه، امیر ماهرو، منتقد سینما، گفت: این اثر درامی روانشناختی بوده که درعینحال، نه رئال و نه انتزاعی است. حتی پتانسیل قصه بهگونهای است که میتوانست دارای فضایی در شمایل رئالیسم جادویی باشد. فیلم مفهومی در زیرمتن دارد که از دل آن، نوعی نمادپردازی صورتگرفته است.
ماهرو بیان کرد: در «سگمار» نوعی تقابل میان خیر و شر وجود دارد. عنوان فیلم متشکل از دوکلمه است؛ سگ نماد وفاداری و مار نماد زهرآگین بودن است. همچنین در فیلم تضاد میان طبیعت خشن کویر و لطافت عشق میان دو کاراکتر به چشم میخورد.
وی ادامه داد: فیلم دارای بازیهایی خوبی است که جنس آن با ذات جغرافیا قرین است. بازیها بیانی پرطمطراق ندارند و همین موضوع باعث باورپذیری بیشتر برای مخاطب شده است. همچنین در این اثر تقابل میان عشق کهنه و زخم التیام نیافته کاراکتر اعظم بسیار زیبا مورد پرداخت قرار گرفته است.
ماهرو افزود: به عقیده من، در کارگردانی میتوانستیم شاهد نماهای لانگ شات بیشتری باشیم تا جغرافیا هر چهبهتر برای مخاطب عیان شود. اما در مجموع با فیلمی شستهرفته و خوشساخت مواجه هستیم.
این منتقد درباره شیوه ارائه نقش توسط بازیگران گفت: بازی بیرونی با بازی درونی دارای تفاوت است و زمانی که گفتگو در زیرمتن برای بازیگر تعریف شده، او باید گفتگو را درونی کند.
ماهرو ادامه داد: در محیط کویری ساخت فیلم بسیار دشوار است و بااینوجود، ضعفهایی در چالههای هویتی شخصیتهای قصه هویدا است و گاهی شاهد هستیم که کاراکترها به تیپ نزدیک شدهاند. بهعلاوه اینکه متأسفانه وجوهی از منبع ترس به مخاطب نشان داده نمیشود. گویی کارگردان بیش از هر چیز توجه خود را به وجوه درونی کاراکترها معطوف کرده و این رویکرد تا حد زیادی با موفقیت همراه بوده است.
وی درباره فیلمنامه «سگمار» بیان کرد: فیلمنامه این اثر بر اساس خردهپیرنگ شکلگرفته است. در اینگونه آثار، در پرده میانی باید شاهد یک اتفاق و قلاب باشیم، اما جای خالی این موضوع در فیلم احساس میشود. ضمن اینکه به عقیده من باید نوعی ذهنیت شناسنامهای و پیش داستان برای شخصیت غلام در نظر گرفته میشد. همچنین زمانی که بر هیولاگونگی سگمار تأکید میشود، نیاز است تا شمایلی از او برای مخاطب عیان شود.
۲۴۲۲۴۳
