خبرگزاری تسنیم ـ فریده ستایشگر| استان گلستان در آستانه فصل بارش، بار دیگر در برابر یک واقعیت اقلیمی و جغرافیایی مهم قرار گرفته است؛ واقعیتی که نشان میدهد مسئله سیلاب را نمیتوان صرفاً با میزان بارندگی سنجید. در استانی که از ارتفاعات و مناطق کوهستانی تا دامنهها، دشتهای گسترده، شهرها و مناطق مسکونی امتداد یافته و شبکهای از رودخانهها، مسیلها و آبراههها در آن جریان دارد، یک بارش شدید میتواند زنجیرهای از اتفاقات را در نقاط مختلف رقم بزند؛ زنجیرهای که آغاز آن شاید در ارتفاعات باشد، اما آثار آن در فاصلهای کوتاه در پاییندست، مسیرهای ارتباطی، روستاها، شهرها و زیرساختهای حیاتی نمایان شود.
گلستان در سالهای گذشته بارها با آثار بارشهای شدید و سیلاب مواجه بوده و تجربه این رخدادها نشان داده است که بسیاری از خسارتها تنها نتیجه شدت بارش نیستند؛ بلکه وضعیت پوشش گیاهی و عرصههای بالادست، میزان کنترل رواناب، ظرفیت رودخانهها، وضعیت پلها و آبروها، وجود رسوبات و موانع در مسیر جریان آب، نحوه توسعه شهری، وضعیت مسیلها و حتی ساختوسازهای انجامشده در حریم و بستر رودخانهها میتوانند در میزان خسارت نقش داشته باشند.
مدیریت سیلاب را نمیتوان به زمان وقوع حادثه محدود کرد. بخش مهمی از مدیریت خطر، زمانی انجام میشود که هنوز بارانی نباریده است؛ زمانی که باید نقاط گلوگاهی شناسایی شوند، ظرفیت عبور پلها و آبروها مورد ارزیابی قرار گیرد، مسیلهای شهری پاکسازی شوند، مسیرهای طبیعی عبور آب مورد توجه قرار گیرند، وضعیت حوضههای آبریز بررسی شود و در بالادست برای کنترل سرعت و حجم رواناب تدابیر لازم اندیشیده شود.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که احتمال تغییر در الگوهای بارش و دما و رخداد بارشهای حدی نیز مطرح است. پدیده النینو را نمیتوان به تنهایی علت وقوع یک سیلاب دانست، اما تغییرپذیری الگوهای بارش و احتمال رخدادهای شدید، ضرورت آمادگی را بیشتر میکند. در چنین شرایطی، مدیریت استان باید به جای انتظار برای مشخص شدن شدت حادثه، از قبل برای سناریوهای مختلف آماده باشد.
یکی از مهمترین حلقههای این زنجیره، کنترل رواناب در بالادست است. آبخیزداری و آبخوانداری صرفاً اقدامات مرتبط با حفاظت از منابع طبیعی نیستند؛ بلکه بخشی از زیرساخت مدیریت سیلاب به شمار میروند. هرچه سرعت حرکت آب در حوضه آبریز کاهش پیدا کند و فرصت بیشتری برای نفوذ آب در خاک فراهم شود، فشار وارده بر رودخانهها و سازههای پاییندست نیز کاهش خواهد یافت. در عین حال، بخشی از آب میتواند به جای تبدیل شدن به رواناب مخرب، به تقویت منابع آب سطحی و زیرزمینی کمک کند.

اما حتی اقدامات بالادست نیز بدون توجه به پاییندست نمیتواند پاسخ کاملی به مسئله سیلاب باشد. رودخانه پس از عبور از حوضه آبریز ممکن است در مسیر خود با یک پل، آبرو، کالورت یا سازه تقاطعی مواجه شود که ظرفیت عبور جریان را محدود کند. تجمع شاخه و تنه درختان، رسوبات و نخالهها در دهانه این سازهها میتواند مسیر جریان را مسدود و یک نقطه عادی را در زمان بارش شدید به گلوگاه سیلابی تبدیل کند؛ گلوگاهی که ممکن است علاوه بر مناطق مسکونی، راههای ارتباطی و زیرساختهای حیاتی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
در داخل شهرها نیز معادله پیچیدهتر میشود. توسعه شهری، تغییر کاربری اراضی، دیوارکشی، خاکریزی و ساختوساز در مسیر آبراههها میتواند مسیر طبیعی حرکت آب را تغییر دهد. در چنین وضعیتی، آب ممکن است به جای حرکت در مسیر طبیعی خود، وارد مسیرهای جدید شود و خطر را به مناطقی منتقل کند که پیش از آن آسیبپذیری کمتری داشتهاند. به همین دلیل، حفظ مسیلها و آبراهههای شهری، پاکسازی مسیرهای عبور رواناب و جلوگیری از انسداد مسیر طبیعی آب، بخشی جداییناپذیر از سیاست کاهش خطر سیلاب است.
موضوع حریم و بستر رودخانهها نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا میکند. هرچه جمعیت، تأسیسات و زیرساختهای بیشتری در محدودههای پرخطر مستقر شوند، مدیریت حادثه پیچیدهتر و هزینه جبران خسارت بیشتر خواهد شد. بنابراین رعایت حریم رودخانهها را نباید صرفاً یک مسئله اداری یا مرتبط با مقررات ساختوساز دانست؛ این موضوع مستقیماً با کاهش ریسک و حفاظت از جان و مال مردم ارتباط دارد.
در سوی دیگر این زنجیره، سدها و مخازن قرار دارند که بخشی از مدیریت منابع آب و مدیریت سیلاب را بر عهده دارند، اما نمیتوان آنها را جایگزین سایر حلقههای مدیریت سیلاب دانست. وضعیت مخازن، رودخانهها و حوضههای آبریز باید متناسب با پیشبینیهای هواشناسی و شرایط لحظهای پایش شود و مدیریت منابع آب با مدیریت خطر سیلاب در ارتباط باشد. سد تنها یکی از اجزای این مسیر است و نمیتواند جای آبخیزداری، حفاظت از حوضههای آبریز، ایمنی پلها و مدیریت شهری را بگیرد.

نگاه صرفاً تهدیدمحور به بارندگی نیز میتواند بخشی از واقعیت را نادیده بگیرد. بارش، در صورتی که توزیع زمانی و مکانی مناسبی داشته باشد، میتواند فرصتی برای تقویت منابع آب سطحی و زیرزمینی باشد. مسئله از جایی آغاز میشود که شدت بارش در مدت کوتاه، فرصت نفوذ آب در خاک را کاهش دهد و حجم زیادی از آب به رواناب تبدیل شود. بنابراین مدیریت هوشمند سیلاب به معنای جلوگیری از بارندگی یا حذف رواناب نیست؛ بلکه به معنای ایجاد تعادل میان حفاظت از منابع آب و کاهش خطر سیلاب است.
تعدد دستگاههای دخیل در مدیریت سیلاب نیز ضرورت هماهنگی را بیشتر میکند. منابع طبیعی و آبخیزداری در بالادست، شرکت آب منطقهای در حوزه رودخانهها و منابع و تأسیسات آبی، دستگاههای متولی راه و ابنیه فنی در نقاط تقاطع جاده و رودخانه، شهرداریها و مدیریت شهری در محدوده آبراهههای شهری، دستگاههای مرتبط با ساختوساز در موضوع حریم رودخانهها و مدیریت بحران در هماهنگی عملیات، هرکدام بخشی از این زنجیره را در اختیار دارند.
«ایرج حیدریان» مدیرعامل شرکت آب منطقهای گلستان، در گفتوگویی تفصیلی با خبرنگار تسنیم، از ابعاد مختلف مدیریت سیلاب در استان، نقش کنترل رواناب و آبخیزداری، گلوگاههای موجود در مسیر رودخانهها، خطرات ناشی از ساختوساز در حریم و بستر رودخانهها، ضرورت هماهنگی دستگاههای مختلف، نقش سدها و مخازن و الزامات آمادگی پیش از وقوع بارشهای شدید سخن گفت.
مشروح این گفت و گو از نظر خوانندگان تسنیم میگذرد:

تسنیم: با توجه به شرایط اقلیمی و احتمال تغییر الگوهای بارش و دما، گلستان برای فصل پیشرو با چه نوع مخاطراتی مواجه است؟ آیا میتوان گفت افزایش میزان بارندگی بهتنهایی عامل اصلی ایجاد سیلاب خواهد بود؟
حیدریان، مدیرعامل شرکت آب منطقهای گلستان: اگر بخواهیم مسئله سیلاب در گلستان را دقیق بررسی کنیم، نباید موضوع را صرفاً به میزان بارندگی محدود کنیم. گلستان در برابر بارشهای شدید تنها با مسئله «میزان بارندگی» مواجه نیست؛ بلکه آنچه میتواند یک بارش سنگین را به حادثه تبدیل کند، مجموعهای از عوامل بههمپیوسته است که از بالادست حوضههای آبریز آغاز میشود و تا رودخانهها، پلها، جادهها، آبراهههای شهری و حتی نحوه ساختوساز در حریم رودخانهها ادامه پیدا میکند.
بنابراین اگر قرار باشد برای فصل بارش برنامهریزی کنیم، باید از نگاه بخشی فاصله بگیریم. مدیریت سیلاب یک موضوع تکدستگاهی نیست که بتوان آن را صرفاً بر عهده یک مجموعه گذاشت. مدیریت سیلاب باید به عنوان یک زنجیره واحد دیده شود و همه حلقههای این زنجیره از بالادست تا پاییندست مورد توجه قرار گیرند.
احتمال تداوم اثرگذاری پدیده النینو و تغییر در الگوهای بارش و دما، ضرورت آمادگی برای رخدادهای حدی را بیشتر کرده است. البته باید تأکید کرد که النینو را نمیتوان به تنهایی علت وقوع یک سیلاب در گلستان دانست، اما تغییرپذیری الگوهای بارش و احتمال رخدادهای حدی، اهمیت آمادگی و پیشگیری را افزایش میدهد.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی فقط این نیست که چه میزان باران خواهد بارید. شدت بارش، مدت زمان بارندگی، محل وقوع بارش و مهمتر از همه، مسیر حرکت رواناب از ارتفاعات به مناطق پاییندست است که مشخص میکند یک بارندگی در نهایت به تغذیه منابع آب منجر میشود یا خسارت سیلابی ایجاد میکند.
ممکن است یک بارش از نظر مجموع میزان بارندگی چندان غیرعادی نباشد، اما اگر در مدت زمان کوتاه و با شدت زیاد اتفاق بیفتد، فرصت نفوذ آب در خاک کاهش پیدا میکند و بخش قابل توجهی از آب به رواناب تبدیل میشود. در مقابل، بارشی که توزیع زمانی و مکانی مناسبتری داشته باشد، میتواند به تقویت منابع آب سطحی و زیرزمینی کمک کند.
بنابراین مدیریت هوشمند سیلاب به معنای مقابله با بارندگی نیست؛ بلکه هدف این است که بتوانیم میان حفاظت از منابع آب و کاهش خطر سیلاب تعادل ایجاد کنیم.
تسنیم: ساختار جغرافیایی گلستان چه تأثیری بر این مسئله دارد و چرا یک بارش در ارتفاعات میتواند در مدت کوتاهی به یک تهدید برای مناطق پاییندست تبدیل شود؟
حیدریان: ساختار جغرافیایی گلستان حساسیت استان را در برابر بارشهای شدید دوچندان میکند. استان از مناطق کوهستانی و دامنهای تا دشتهای گسترده امتداد یافته و رودخانهها و آبراهههای متعددی در آن جریان دارند.
این یعنی حوضه آبریز یک سیستم بههمپیوسته است. بارشی که در ارتفاعات رخ میدهد، ممکن است در فاصلهای کوتاه آثار خود را در مناطق پاییندست نشان دهد. آب از ارتفاعات حرکت میکند، وارد آبراههها و رودخانهها میشود و در ادامه به مناطق پاییندست میرسد.
بنابراین اگر در بالادست شرایطی ایجاد شود که رواناب با سرعت بالا حرکت کند، این جریان میتواند در پاییندست فشار زیادی به رودخانهها و سازههای تقاطعی وارد کند.
همین پیوستگی جغرافیایی نشان میدهد که نمیتوان مدیریت سیلاب را به یک دستگاه یا یک نقطه محدود کرد. اگر یک نقطه در بالادست دچار مشکل باشد، آثار آن ممکن است در فاصلهای دورتر و در پاییندست نمایان شود.
باید مدیریت سیلاب را از ارتفاعات آغاز کرد و تا شهرها و شبکههای دفع آبهای سطحی ادامه داد. نمیتوان فقط در نقطهای که آب وارد شهر شده به دنبال حل مسئله بود؛ باید مسیر شکلگیری و حرکت آب را از ابتدا تا انتها شناخت.
تسنیم: یکی از موضوعات مهم در مدیریت سیلاب، کنترل رواناب در بالادست است. آبخیزداری و آبخوانداری چه جایگاهی در این زمینه دارند؟
حیدریان: کنترل رواناب در بالادست یکی از حلقههای بسیار مهم مدیریت سیلاب است. هرچه آب بتواند در حوضههای آبریز با سرعت کمتری حرکت کند و فرصت بیشتری برای نفوذ در خاک داشته باشد، فشار واردشده بر رودخانهها و سازههای پاییندست نیز کاهش پیدا میکند.
آبخیزداری و آبخوانداری را نباید صرفاً طرحهایی برای حفاظت از منابع طبیعی دانست. این اقدامات بخشی از زیرساخت مدیریت سیلاب محسوب میشوند.
اجرای سازههای کنترل رواناب، حفاظت از پوشش گیاهی و جلوگیری از تخریب عرصههای طبیعی میتواند از شدت جریانهای ناگهانی بکاهد. این اقدامات همچنین میتواند زمان رسیدن رواناب به پاییندست را افزایش دهد و به آب فرصت بیشتری برای نفوذ در خاک بدهد.
وقتی رواناب با سرعت کمتری حرکت کند، بخشی از آب میتواند وارد خاک شود و به منابع آب زیرزمینی کمک کند. در عین حال، حجم و شدت جریان ورودی به رودخانهها نیز کاهش پیدا میکند.
اما باید توجه داشت که کنترل رواناب در بالادست به تنهایی کافی نیست. ممکن است در بالادست اقدامات مناسبی انجام شده باشد، اما اگر آب پس از عبور از حوضه آبریز در مسیر رودخانه با یک گلوگاه مواجه شود، تمام تلاشهای انجامشده در بالادست میتواند تحت تأثیر قرار گیرد.
به همین دلیل، مدیریت سیلاب باید زنجیرهای دیده شود؛ یعنی از آبخیزداری و کنترل رواناب در ارتفاعات آغاز شود و تا رودخانه، پل، آبرو، کالورت، جاده، شهر و شبکه دفع آبهای سطحی ادامه پیدا کند.

تسنیم: گلوگاههای موجود در مسیر رودخانهها چه نقشی در تشدید سیلاب دارند؟
حیدریان: یکی از نقاط حساس در مدیریت سیلاب، سازههای تقاطعی مانند پلها، آبروها و کالورتها هستند. در حالت عادی ممکن است یک پل بدون هیچ مشکلی جریان آب را عبور دهد، اما شرایط سیلاب متفاوت است.
در زمان وقوع سیلاب، شاخه و تنه درختان، رسوبات و حتی نخالهها میتوانند در دهانه پلها و آبروها جمع شوند. همین موضوع میتواند ظرفیت عبور جریان را کاهش دهد.وقتی ظرفیت عبور کاهش پیدا کند، آب ممکن است پسزده شود و در نهایت یک سازه که در شرایط عادی مشکلی ایجاد نمیکند، به نقطه پسزدگی و سرریز تبدیل شود.
به همین دلیل، ارزیابی ظرفیت عبور سیلاب پلها نباید به زمان وقوع بارندگی محدود شود. بازدیدهای دورهای، پاکسازی دهانهها و آبروها، شناسایی سازههای دارای ضعف و تعیین نقاط حادثهخیز باید پیش از شروع دوره بارشهای شدید انجام شود.این اقدامات ماهیت پیشگیرانه دارند و باید قبل از اینکه سامانه بارشی وارد استان شود، انجام شده باشند.
تسنیم: در تقاطع جادهها و رودخانهها، این موضوع چه اهمیتی پیدا میکند؟
ایرج حیدریان: این مسئله در تقاطع جادهها و رودخانهها اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا انسداد یک مسیر عبور آب فقط یک مشکل آبی ایجاد نمیکند؛ بلکه میتواند ارتباط جادهای را نیز مختل کند.
اگر دهانه یک پل به دلیل تجمع شاخه، رسوب یا نخاله مسدود شود، ممکن است جریان آب از مسیر پیشبینیشده خارج شود و به اطراف جاده یا مناطق مسکونی هدایت شود.موضوع صرفاً به منابع آب مربوط نیست. مدیریت این نقاط نیازمند همکاری همزمان دستگاههای متولی راه، ابنیه فنی، منابع آب و مدیریت بحران است.بنابراین بازدید از این نقاط باید به صورت مشترک انجام شود و نمیتوان انتظار داشت یک دستگاه به تنهایی همه ابعاد مسئله را پوشش دهد.
تسنیم: بخش دیگری از چالش سیلاب در محدوده شهرها شکل میگیرد. توسعه شهری و تغییر کاربری زمین تا چه اندازه میتواند خطر سیلاب را افزایش دهد؟
حیدریان: بخش مهمی از معادله سیلاب در محدوده شهرها شکل میگیرد؛ جایی که توسعه شهری، تغییر کاربری زمین و ساختوساز میتواند مسیر طبیعی حرکت آب را محدود یا منحرف کند.مسیلها و آبراهههای شهری، شبکه جمعآوری رواناب و نقاط گلوگاهی باید پیش از آغاز بارشهای سنگین شناسایی و آمادهسازی شوند.
پاکسازی مسیرهای عبور آب و رفع موانع، یکی از اقدامات پیشگیرانه مهم است. هزینه انجام این اقدامات در شرایط عادی به مراتب کمتر از هزینهای است که بعد از وقوع حادثه برای جبران خسارت پرداخت میشود.
از سوی دیگر، توسعه شهری نباید به بهای حذف مسیر طبیعی آب تمام شود. دیوارکشی، خاکریزی، ساختوساز یا هرگونه دخل و تصرف در مسیر آبراههها میتواند در زمان بارندگی شدید، جریان آب را به مسیرهای جدید هدایت کند.
این تغییر مسیر ممکن است خطر را از یک نقطه به نقطه دیگری منتقل کند؛ یعنی منطقهای که پیش از این آسیبپذیری کمتری داشته، به دلیل تغییر مسیر طبیعی جریان آب در معرض خطر قرار گیرد.
به همین دلیل، در برنامهریزی شهری باید مسیر طبیعی حرکت آب مورد توجه قرار گیرد و توسعه شهر به گونهای نباشد که مسیرهای طبیعی رواناب را مسدود یا منحرف کند.
تسنیم: مسئله حریم و بستر رودخانهها همواره یکی از موضوعات مهم در مدیریت سیلاب بوده است. چرا رعایت این حریم اهمیت دارد؟
حیدریان: رعایت حریم و بستر رودخانهها دقیقاً در همین چارچوب معنا پیدا میکند. هرچه جمعیت، تأسیسات و زیرساختهای بیشتری در محدودههای پرخطر مستقر شوند، هزینه و پیچیدگی مدیریت سیلاب افزایش پیدا میکند.
وقتی سکونتگاه یا زیرساخت در مسیرهای پرخطر ایجاد شود، در زمان وقوع سیلاب علاوه بر اینکه جان و مال مردم در معرض خطر قرار میگیرد، عملیات مدیریت بحران نیز دشوارتر میشود.
بنابراین پیشگیری از ایجاد سکونتگاه و زیرساخت در مسیرهای پرخطر، بخشی از سیاست کاهش ریسک سیلاب است و نباید آن را صرفاً یک موضوع مرتبط با مقررات ساختوساز دانست.
این مسئله مستقیماً با ایمنی مردم و کاهش خسارت ارتباط دارد. اگر از ابتدا ساختوسازها در نقاط پرخطر ایجاد نشوند، در آینده هزینه بسیار کمتری برای مدیریت خطر پرداخت خواهد شد.

تسنیم: یکی از مسائل اساسی در مدیریت سیلاب، تعدد دستگاههای مسئول است. آیا این تعدد میتواند در زمان بحران باعث ایجاد خلأ یا موازیکاری شود؟
ایرج حیدریان: یکی از چالشهای اصلی در مواجهه با سیلاب، تقسیم مسئولیتها میان دستگاههای متعدد است.شرکت آب منطقهای مسئولیتهایی در زمینه پایش رودخانهها، منابع و تأسیسات آبی دارد؛ اما کنترل سیلاب به همین وظایف محدود نمیشود.
منابع طبیعی و آبخیزداری در بالادست، دستگاههای متولی راه و پل در نقاط تقاطعی، شهرداریها و مدیریت شهری در آبراهههای داخل شهر، دستگاههای مرتبط با ساختوساز در موضوع حریم رودخانهها و مدیریت بحران در هماهنگی عملیات، هرکدام بخشی از این زنجیره را در اختیار دارند.
این یعنی مدیریت سیلاب یک پازل چندبخشی است. اگر یکی از این حلقهها آماده نباشد، عملکرد سایر بخشها نیز میتواند تحت تأثیر قرار گیرد.به همین دلیل، برنامه آمادگی برای بارشهای شدید باید مشترک باشد؛ نه اینکه هر دستگاه صرفاً فهرست وظایف داخلی خود را دنبال کند.
تسنیم: این برنامه مشترک پیش از بارندگی باید شامل چه اقداماتی باشد؟
حیدریان: مجموعهای از اقدامات میتواند به عنوان برنامه مشترک پیش از وقوع بارش دنبال شود.بازدید مشترک از پلها و سازههای تقاطعی، شناسایی نقاط گلوگاهی رودخانهها، بررسی مسیلهای شهری، پاکسازی مسیرهای عبور رواناب، ارزیابی ساختوسازهای واقع در حریم رودخانهها و تقویت اقدامات آبخیزداری، از جمله اقداماتی است که باید پیش از وقوع بارش مورد توجه قرار گیرد.
این اقدامات باید به صورت هماهنگ انجام شود. هدف این نیست که هر دستگاه صرفاً گزارش عملکرد خودش را ارائه کند؛ هدف این است که کل زنجیره مدیریت سیلاب از بالادست تا پاییندست مورد بررسی قرار گیرد.برای مثال، اگر در بالادست کنترل رواناب انجام شود اما در پاییندست یک پل با ظرفیت ناکافی یا یک آبراهه مسدود وجود داشته باشد، بخشی از هدف مدیریت سیلاب محقق نمیشود.همین موضوع نشان میدهد که باید نقاط ضعف به صورت مشترک شناسایی شوند.
تسنیم: سدها و مخازن چه نقشی در این زنجیره دارند؟ آیا میتوان با اتکا به سدها بخش عمدهای از خطر سیلاب را کنترل کرد؟
حیدریان: سدها و مخازن نیز بخشی از این زنجیره به شمار میروند، اما نباید تصور کرد که وجود سازههای ذخیره آب به معنای حل مسئله سیلاب است.
وضعیت مخازن، رودخانهها و حوضههای آبریز باید متناسب با پیشبینیهای هواشناسی و شرایط لحظهای پایش شود.مدیریت منابع آب باید با مدیریت خطر سیلاب در ارتباط باشد. یعنی نمیتوان وضعیت سدها را جدا از شرایط حوضه آبریز، رودخانهها، پیشبینی بارش و شرایط پاییندست بررسی کرد.
در واقع، مدیریت سیلاب از جایی آغاز میشود که بارش در ارتفاعات شکل میگیرد و تا زمانی ادامه دارد که آب از رودخانهها، سازههای تقاطعی و شبکههای شهری عبور کند.سد تنها یکی از حلقههای این مسیر است و نمیتواند جایگزین آبخیزداری، ایمنی پلها یا مدیریت شهری شود.
تسنیم: آیا ممکن است یک بارش شدید، به جای اینکه صرفاً یک تهدید باشد، به فرصتی برای تقویت منابع آب استان تبدیل شود؟
ایرج حیدریان: بله، اگر نگاه ما به مدیریت سیلاب هوشمندانه باشد، باید میان کاهش خطر و بهرهبرداری از ظرفیت بارش تعادل ایجاد کنیم.نگاه صرفاً تهدیدمحور به بارندگی میتواند ما را از بخش دیگری از مسئله غافل کند. بارش مناسب و با توزیع زمانی و مکانی مطلوب میتواند به تقویت منابع آب سطحی و زیرزمینی کمک کند.
مسئله زمانی آغاز میشود که شدت بارش در مدت کوتاه، فرصت نفوذ آب در خاک را کاهش دهد و بخش قابل توجهی از آن به رواناب تبدیل شود.بنابراین هدف مدیریت هوشمند سیلاب، جلوگیری از بارش یا حذف رواناب نیست؛ هدف این است که میان حفاظت از منابع آب و کاهش خطر سیلاب تعادل ایجاد شود.
آبخیزداری، آبخوانداری، مدیریت سدها، حفاظت از حوضههای آبریز و نگهداری صحیح رودخانهها میتوانند کمک کنند بخشی از آبی که در یک بارش شدید به رواناب تبدیل میشود، به جای خسارت، به منبعی برای تقویت ذخایر آب استان تبدیل شود.
تسنیم: در این میان، آبخوانداری چه اهمیتی پیدا میکند؟
ایرج حیدریان: آبخوانداری در همین نقطه اهمیت پیدا میکند که بتوانیم بخشی از آب را پیش از تبدیل شدن به رواناب مخرب، در حوضه نگه داریم و فرصت نفوذ آن را افزایش دهیم.
وقتی سرعت حرکت آب کاهش پیدا کند، فرصت بیشتری برای نفوذ در خاک فراهم میشود و بخشی از منابع آب میتواند برای استفادههای بعدی در ذخایر زیرزمینی باقی بماند.این مسئله هم از فشار بر پاییندست کم میکند و هم میتواند به تقویت منابع آب کمک کند.
به همین دلیل، آبخیزداری و آبخوانداری نباید اقدامات جانبی تلقی شوند. آنها بخشی از زیرساخت مدیریت سیلاب و در عین حال بخشی از سیاست حفاظت و تقویت منابع آب هستند.
تسنیم: با توجه به احتمال بارشهای حدی، به نظر شما مهمترین آزمون مدیریت استان چه زمانی اتفاق میافتد؛ هنگام وقوع سیلاب یا پیش از آن؟
حیدریان: آزمون واقعی مدیریت استان نه در زمان وقوع سیلاب، بلکه پیش از آن و در مرحله شناسایی نقاط ضعف آغاز میشود.النینو را نمیتوان به تنهایی علت وقوع یک سیلاب در گلستان دانست، اما تغییرپذیری الگوهای بارش و احتمال رخدادهای حدی، ضرورت آمادگی را برجسته میکند.
اگر پلها پیش از بارندگی بررسی نشده باشند، اگر مسیلها و آبراهههای شهری پاکسازی نشده باشند، اگر نقاط گلوگاهی رودخانهها شناسایی نشده باشند، اگر ساختوساز در حریم رودخانهها بدون توجه به ریسک سیلاب ادامه پیدا کند و اگر کنترل رواناب در بالادست با مدیریت پاییندست ارتباط نداشته باشد، هنگام وقوع حادثه فرصت اصلاح بسیاری از این کاستیها وجود نخواهد داشت.
زمان وقوع سیلاب، زمان اصلاح ضعفهای مدیریتی نیست. بسیاری از اقداماتی که باید انجام شود، باید قبل از وقوع بارش انجام شده باشد.

تسنیم: اگر بخواهید یک نقشه جامع برای آمادگی گلستان در برابر بارشهای شدید ترسیم کنید، این نقشه از کجا آغاز و به کجا ختم میشود؟
ایرج حیدریان: گلستان برای مواجهه با بارشهای شدید بیش از هر چیز به یک نقشه مشترک نیاز دارد.این نقشه باید از ارتفاعات آغاز شود، مسیر رودخانهها و آبراههها را دنبال کند، پلها و جادهها را دربرگیرد، به شهرها و شبکه دفع آبهای سطحی برسد و در نهایت با اطلاعرسانی و آمادگی مردم تکمیل شود.
در ارتفاعات باید کنترل رواناب، آبخیزداری، آبخوانداری و حفاظت از پوشش گیاهی مورد توجه قرار گیرد.در مسیر رودخانهها باید نقاط گلوگاهی شناسایی و وضعیت پلها، آبروها و کالورتها بررسی شود.در محدوده جادهها باید نقاط تقاطع رودخانه و جاده و سازههای فنی مورد ارزیابی قرار گیرند.
در شهرها باید مسیلها، آبراههها و شبکه جمعآوری رواناب بررسی و پاکسازی شوند.در حوزه ساختوساز نیز باید حریم و بستر رودخانهها مورد توجه قرار گیرد و از توسعه سکونتگاهها و زیرساختها در مسیرهای پرخطر جلوگیری شود.
در نهایت نیز اطلاعرسانی و آمادگی مردم بخش دیگری از این زنجیره است؛ زیرا مدیریت سیلاب فقط مدیریت سازهها نیست و مردم نیز باید نسبت به خطرات و مسیرهای ایمن آگاهی داشته باشند.
تسنیم: بنابراین میتوان گفت مدیریت سیلاب در گلستان یک مأموریت چنددستگاهی است؟
حیدریان: دقیقاً. مدیریت سیلاب در چنین نگاهی، مأموریت یک دستگاه نیست؛ حاصل عملکرد هماهنگ مجموعهای از دستگاهها و حتی خود مردم است.شرکت آب منطقهای، منابع طبیعی و آبخیزداری، دستگاههای متولی راه و ابنیه فنی، شهرداریها و مدیریت شهری، دستگاههای مرتبط با ساختوساز و حریم رودخانهها و مجموعه مدیریت بحران، هرکدام بخشی از این زنجیره را در اختیار دارند.
اگر هر کدام از این حلقهها وظیفه خود را بهموقع انجام دهند و این اقدامات به صورت هماهنگ دنبال شود، امکان کاهش خطر و خسارت افزایش پیدا میکند.اما اگر یکی از حلقهها آماده نباشد، عملکرد سایر بخشها نیز میتواند تحت تأثیر قرار گیرد.
بنابراین مسئله اصلی، ایجاد یک هماهنگی واقعی پیش از وقوع بارش است؛ هماهنگیای که در آن نقاط ضعف شناسایی، وظایف مشخص و اقدامات عملیاتی پیش از وقوع حادثه انجام شده باشد.
تسنیم: اگر بخواهید مهمترین هشدار را درباره فصل بارش پیشرو مطرح کنید، چه نکتهای را باید جدی گرفت؟
حیدریان: مهمترین مسئله این است که نباید منتظر وقوع بارش و سپس وقوع حادثه بمانیم تا برای حل مشکلات اقدام کنیم.اگر پلها پیش از بارندگی بررسی نشده باشند، اگر مسیلها و آبراهههای شهری پاکسازی نشده باشند، اگر نقاط گلوگاهی رودخانهها شناسایی نشده باشند، اگر ساختوساز در حریم رودخانهها بدون توجه به ریسک سیلاب ادامه پیدا کند و اگر کنترل رواناب در بالادست با مدیریت پاییندست ارتباط نداشته باشد، هنگام وقوع حادثه فرصت اصلاح بسیاری از این کاستیها وجود نخواهد داشت.
بنابراین باید پیش از وقوع بارش تدبیر کرد.هرچه هماهنگی میان دستگاهها پیش از وقوع بارش شکل بگیرد، امکان تبدیل بارش از یک تهدید به فرصتی برای تقویت منابع آب و کاهش خسارت بیشتر خواهد شد.هدف این نیست که با بارندگی مقابله کنیم؛ هدف این است که مسیر آب را بشناسیم، نقاط ضعف را پیش از وقوع حادثه برطرف کنیم، رواناب را مدیریت کنیم، از حریم رودخانهها حفاظت کنیم، سازههای تقاطعی را ایمن نگه داریم و ظرفیت منابع آب استان را نیز حفظ و تقویت کنیم.
اگر این نگاه زنجیرهای و مشترک شکل بگیرد، میتوان هم خطر سیلاب را کاهش داد و هم از ظرفیت بارش برای تقویت منابع آب سطحی و زیرزمینی استفاده کرد.
انتهای پیام/
