درحال بارگذاری...
جنگی که با روایت حماسه مردم معنا گرفت؛ ما کجای این جنگ ایستاده‌ایم؟
استان‌های ایران

جنگی که با روایت حماسه مردم معنا گرفت؛ ما کجای این جنگ ایستاده‌ایم؟

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرم‌آباد، جنگ هشت‌ساله که بر کشور ما تحمیل شد؛ تازه کشورمان داشت انقلاب جوانش را سروسامان می‌داد و همزمان با منافقان داخلی و دشمن خارجی در حال مبارزه و دفاع بود.سال‌ها طول کشید تا مردم و جهان با اقتدار ایران آشنا شوند؛ اقتداری که زیر سایه تحریم، جنگ، کارشکنی منافقان داخلی و فتنه‌ها به‌دست آمده است.

نویسندگان، اندیشمندان، صاحبان قلم و هنرمندان هر کدام گوشه کار را به‌دست گرفتند و روایتگر این اقتدار شدند. از همان لحظه که شهید سید مرتضی آوینی با آن لحن گیرا و نافذش با دوربین به دل جنگ زد تا الان که جوانان قلم‌به‌دست و دوربین‌بر‌دوش صحنه را ترک نکردند؛ ما همچنان شاهد روایت‌های اقتدار هستیم.

این روایت خانه پوشالی استکبار جهانی را درهم کوبید، وجدان جهانی را بیدار کرده و نقل محافل تمام آزادگان جهان شده است. گویا حتی غرب هم پی برده است که اراده آهنین مردم ایران درهم‌کوبیدنی نیست؛ مردمی که گاه با پرچم زیر باران و برف، آزادگی را معنا می‌کنند و گاه با برنو هیمنه پوشالی قدرتمندان را درهم می‌کوبند. مردمی که ترس را از رو برده‌اند. زیر موشک‌باران و پدافند حتی جان می‌دهند؛ ولی وطن و خاک نمی‌دهند.

امین ماکیانی و هم‌قطارانش در خانه روایت ماه گرد هم آمده‌اند تا گوشه‌ای از این اقتدار را برایمان روایت کنند. جوانانی از نسل‌های هفتاد، هشتاد و حتی نود که این شب‌ها میدان‌داری می‌کنند. چشمانی که میان مردم می‌گردد، قلم‌هایی که از دل همین مردم برای آیندگان می‌نگارد و دوربین‌هایی که لحظات ماندنی و سترگی از اقتدار امت اسلامی را ثبت و ضبط می‌کنند.

با امین ماکیانی؛ برگزیده جشنواره هفته‌ هنر انقلاب اسلامی در لرستان به گفت‌وگو نشسته‌ایم. او در یک مصاحبه تفصیلی با خبرگزاری تسنیم از اثرگذاری‌ها و نقش خانه ماه در جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم سخن گفت.

تسنیم: درباره روایت برایمان بگویید؛ به چه نقلی روایت می‌گویند؟

در مواجهه با هر رخداد، معمولاً دو رویکرد وجود دارد؛ نخست، رویکرد صرفاً خبری و گزارشی، و دوم، رویکرد روایی یا روایت‌محور. در رویکرد اول، ما با داده‌های کمی مواجه هستیم؛ مثلاً گفته می‌شود در فلان سال، سیلی در منطقه‌ای از لرستان رخ داده، تعداد مشخصی خانه تخریب شده، تعدادی کشته شده‌اند و میزان خسارت نیز فلان مقدار بوده است. این نوع روایت، گرچه اطلاع‌رسان است، اما نمی‌تواند به پرسش‌های عمیق مخاطب پاسخ دهد، ابهامات را برطرف کند یا امیدی نسبت به آینده ایجاد کند.

تسنیم: روایت چه کاربردی دارد؟

در رویکرد صرفاً خبری، مخاطب به کنشگری نمی‌رسد؛ نه همدلی عمیقی شکل می‌گیرد و نه انگیزه‌ای برای کمک و همراهی ایجاد می‌شود. اما در رویکرد روایی، ماجرا متفاوت است؛ دوربین به میان مردم می‌رود، زندگی‌ها را لمس می‌کند، داستان‌ها را بازگو می‌کند و نشان می‌دهد که یک رخداد چه تأثیری بر زنان، کودکان، دانشجویان، کشاورزان و سایر اقشار گذاشته است. اینجاست که مخاطب، ماجرا را زندگی می‌کند، نه صرفاً می‌شنود.

تسنیم: آیا روایت می‌تواند آدم‌ها را وادار به واکنش می‌کند، حتی اگر افراد کنشگر نباشند؟

بله؛ روایت، زیستِ پسابحران را نیز به تصویر می‌کشد. نشان می‌دهد که انسان‌ها پس از بحران چگونه با یکدیگر همراه می‌شوند و شکل جدیدی از زندگی را تجربه می‌کنند. برای مثال، زندگی در کانکس پس از زلزله، یک «خبر» نیست، بلکه یک «روایت» است؛ روایتی تأثیرگذار که می‌تواند حس همدلی و کنشگری ایجاد کند.

تسنیم: نقش خانه روایت ماه در بازگو کردن روایت مردم در این ایام چطور بوده است؟

ما تلاش کردیم با توجه به اهمیت روایت، به‌سمت روایت‌های دقیق و صحیح حرکت کنیم و از شکل‌گیری کج‌روایت‌ها جلوگیری کنیم. در دوران بحران و پسابحران، نوع روایت‌سازی بسیار مهم است. اگر روایت‌ها به‌درستی و با کیفیت تولید نشوند، فضا برای تحریف و روایت‌های نادرست باز می‌شود.

تسنیم: آیا روایت در بزنگاه‌های حساس، مانند جنگ، نقش تعیین‌کننده دارد؟

قطعاً همین‌طور است. پیش از جنگ، روایت‌های غالب که عمدتاً از سوی دشمن تولید می‌شد بر ناکارآمدی کشور تأکید داشت. اما در میدان واقعیت، خلاف این روایت‌ها اثبات شد. امروز شاهدیم که مردم، با وجود همه فشارها، همچنان ایستاده‌اند و حتی خواستار ادامه مسیر مقاومت هستند. مردم حول ایرانِ متحد و یکپارچه و  حول خون رهبر شهید با هم همدلی می‌کنند و فریاد نه به سازش سر می‌دهند.

تسنیم: آیا می‌توان گفت روایت‌های مردمی، خنثی‌کننده روایت‌های رسانه‌های غربی‌اند؟

اگر ما روایت نکنیم، دیگران روایت خواهند کرد. و آن‌وقت، واقعیت‌ها تحریف می‌شود. ممکن است گفته شود که اقلیتی جنگ‌طلب، کشور را به این وضعیت کشانده‌اند. درحالی‌که روایت درست، نشان می‌دهد که مقاومت، هزینه‌ای کمتر از سازش دارد و حتی دستاوردهایی به‌همراه دارد که در سازش ممکن نیست.

تسنیم: روایت در جنگ اخیر چه نقشی ایفا کرده است؟

روایت، علاوه بر ثبت وقایع، به آن‌ها بُعد انسانی می‌دهد. هر حادثه، هر شهید، هر لحظه از نبرد، یک داستان دارد. این داستان‌ها هستند که افکار عمومی را هدایت می‌کنند، انسجام اجتماعی را افزایش می‌دهند و حتی به تولید آثار هنری منجر می‌شوند.

روایت در واقع می‌تواند با ثبت وقایع از سمت راوی‌های حقیقی، وقایع و مشاهدات و سرخط اتفاقات را حفظ بکند و بعداً به ما قابلیت استناد تاریخی هم بدهد. ما امروز مثلاً در سطح اخبار جنگ با سقوط تعدادی پهپاد  مواجه هستیم، اما هر کدام از این پهپادها  یک روایتی دارد؛ هر کدام از شهدا آخرین لحظات نبرد و زندگی‌شان روایتی دارد که این روایت تأثیرگذار است. این روایت کنشگری می‌کند؛ این روایت در هدایت افکار عمومی مؤثر است؛ این روایت در افزایش انسجام اجتماعی و ایجاد کنشگری در آدم‌ها نقش دارد؛ این روایت می‌تواند قالبی باشد برای تولید محتوا در قالب‌های هنری.

تسنیم: آیا روایت‌ها صرفاً برای ثبت تاریخی‌اند؟

خیر؛ این روایت‌ها مبنای تولید محتوا در قالب‌های مختلف شده‌اند؛ از داستان و مستند گرفته تا نمایشنامه. چون روایت، برآمده از واقعیت زندگی مردم است. در جنگ 12روزه  تولیدکنندگان محتوا  به ما مراجعه می‌کردند که  چگونه به روایت برسیم؟ ما روایت‌ها را در اختیار آنان گذاشته‌ایم، در تولید مستند، نمایشنامه‌ای برای یک تئاتر و هر قالب دیگر؛ این روایت‌ها به‌واسطه اینکه قصه‌های واقعی آدم‌ها را بازگو می‌کنند، می‌توانند مبنای تولید محتوای قالب‌های هنری قرار بگیرند.

تسنیم: نقش مردم در این میان چیست؟

روایت بدون مردم معنا ندارد. حجم رخدادها آن‌قدر گسترده است که بدون مشارکت مردم، امکان ثبت آن‌ها وجود ندارد. هر فرد، با تجربه و نگاه خود، یک راوی بالقوه است. روایت و فضایی که حول روایت شکل گرفته، نیاز به مردمی‌شدن دارد. ما انبوهی از رخدادها را در جغرافیاهای پراکنده داریم که این‌ها نیاز به بازگو شدن و دیده‌شدن دارند و با تعداد کمی  از افراد قابل‌پرداخت نیستند. البته که ما سعی کردیم یک تیمی از روایت‌نویس‌ها را آموزش بدهیم تا روایت‌های میدان را برای مردم بازگو بکنند، اما این باید کاملاً مردمی باشد؛ چون روایت این قابلیت را دارد. در  پدیده‌ای مثل جنگ  که در یک جغرافیای به وسعت ایران اتفاق می‌افتد و با یک دربرگیری 90 میلیونی، هر کدام از آدم‌ها مواجهه‌شان با جنگ به یک شکلی است، هر کدام خاطرات مختص خودشان را دارند؛ یکی در روستاست، یکی در شهر.

تسنیم: پس مردم رکن اصلی تولید و تکثیر روایت‌ها هستند؛ درست است؟

وقتی مشاهدات و مواجهات با یک اتفاق آن‌قدر پراکنده است و در بیست‌وچهار ساعت روز و هفت روز هفته پابرجاست، اینجا نیاز داریم که خود مردم پای‌کار بیایند و اتفاقات مختلف را برای ما روایت بکنند؛ مثلاً همین خیابان انقلاب خرم‌آباد را در نظر بگیرید و جایگاه خیابان بعثت؛ تصویر هوایی یا تصویر خبری ما از واقعه این است که هر شب تعدادی از مردم، بین ده تا پانزده‌هزار نفر، در این مختصات جغرافیایی مشخص جمع می‌شوند، مراسمی برپا می‌شود، شعار می‌دهند و برمی‌گردند خانه‌شان. اما وقتی به شکل روایی به این ماجرا نگاه می‌کنیم و آدم‌ها می‌خواهند قصه‌ها و سوژه‌های منحصربه‌فرد را برای مخاطب بازگو و روایت بکنند، می‌بینیم که چقدر اتفاق متفاوت می‌شود و چقدر قصه برای گفتن وجود دارد.

تسنیم: خانه روایت ماه به‌عنوان مرکز اصلی تولید روایت‌های مردمی در جنگ دوم و سوم تحمیلی چقدر مؤثر بوده است؟

در خانه روایت ماه، بالغ بر 50 تا 60  سوژه را با روایت تصویری تولید کرده‌ایم؛ از دختری که پرینتر شخصی خودش را به خیابان آورده تا دخترهای نوجوانی که از همان شب‌های اول با هزینه شخصی گواش تهیه کرده بودند و روی صورت و دست‌های بچه‌ها پرچم ایران را نقاشی می‌کردند. آدم‌ها در اینجا هر کدام گوشه‌ای از کار را در دست گرفته‌اند مثل بنگاه‌داری که جلوی بنگاه موکبی برپا کرده بود و به‌یاد دانش‌آموزان میناب به مردم قهوه می‌داد و از مردم می‌خواست که دل‌نوشته‌هایی بنویسند تا آن‌ها را به دست نیروهای نظامی برساند،  مثل راننده کامیونی که ابراز محبتش به رهبری شکل متفاوتی داشت و تصویر امام شهید را روی شیشه کامیونش نصب می‌کرد، مثل پیرمرد جانباز هفتاددرصد قطع نخاعی که هر شب با موتور سه‌چرخش می‌آمد تا در جمعیت حاضر باشد.

تسنیم: روایت‌ها تکراری نمی‌شوند؟ این تکرار مکررات در خیابان‌ها عادی نیست؟

به تعداد پانزده‌هزار نفر جمعیت در خیابان‌ها، شما می‌توانید قصه و تولید روایت داشته باشید؛ چون در تولید روایت سوژه وجود دارد، قهرمان و ضدقهرمان وجود دارد، عمل‌گرایی وجود دارد و آدمی را می‌بینید که یک سوژه است و کاری انجام می‌دهد. پس حس همذات‌پنداری را هم در مخاطب، که خواننده یا بیننده است، ایجاد می‌کند و او را به‌سمت کنشگری می‌برد.

تسنیم:  روایت‌ها چقدر روی مردم تأثیرگذار بوده‌اند؟ نسبت به گذشته مردم تغییری کرده‌اند؟

ما به‌عینه این را دیده‌ایم؛ مثل یک عضو هیئت علمی دانشگاه و مخترع که از شب اول تا الان در جمعیت پرچم‌داری می‌کند. یا روایت‌هایی در مورد قوم لر و برنو که بازتاب آن‌ها از سطح لرستان فراتر رفته و میان مردم سایر مناطق نیز با استقبال مواجه شد.

تسنیم: به  اعتقاد شما خانه روایت ماه در تغییر نگرش مردم نسبت به کشور، مسئولان و حس وطن‌دوستی نقش داشته است؟

نه لزوماً فقط خانه روایت ماه؛ به‌صورت عام عرض می‌کنم که مردم وادار به کنشگری شده‌اند. این روایت‌ها به آدم‌ها ایده می‌دهند. در شیوه گزارشی، ایده و تجربه منتقل نمی‌شود، اما در شیوه روایی، انتقال تجربه به‌خوبی اتفاق می‌افتد.

تسنیم: در این میان، نقش روایت مردمی در جنگ روانی و شناختی چگونه است؟

روایت می‌تواند در برابر کج‌روایت‌ها بایستد. پیش‌تر دشمن با تمرکز بر ضعف‌ها، تصویری از ناکارآمدی ارائه می‌داد، اما امروز واقعیت‌های میدانی خلاف آن را نشان داده‌اند و مردم آن را لمس کرده‌اند.

تسنیم: پس مردم بیش از خبر، به روایت گرایش پیدا کرده‌اند؟

بله؛ در فضای جنگ، مردم هم نگرانی‌های واقعی دارند و هم روایت کارآمدی را می‌بینند؛ بازسازی سریع زیرساخت‌ها، حضور سریع نیروهای امدادی و پاسخ‌گویی به نیازها. روایت این‌ها می‌تواند آرامش روانی ایجاد کند و امید را افزایش دهد.

تسنیم: نقش رسانه‌ها در این میان چیست؟

رسانه‌ها باید علاوه بر خبر، روایت را هم جدی بگیرند. متأسفانه اغلب فقط به خبر بسنده می‌شود؛ درحالی‌که روایت، بخش مکمل و حتی ارزش افزوده رسانه است. اگر این فضا تقویت شود، دست برنده در میدان رسانه‌ای به‌دست خواهد آمد.

گفت‌وگو از مژگان شلکه بیرانوند

انتهای پیام/ 

 

نظرات

نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *