درحال بارگذاری...
فرهنگ و هنر، سرگرمی و سینما

ای پرچمت ما را کفن/ آفرین بر عوامل ساخت «اهل ایران»

به گزاری خبرگزاری خبرآنلاین، ایرنا نوشت: هنگامی که در میانه‌ جنگ، خبر ساخت سریال اپیزودیک «اهل ایران» منتشر شد، خیلی‌ها به سرعت‌عمل سازندگان آن آفرین گفتند. نکته‌ مهم درباره آن هم این بود که هر قسمت آن، قصه‌ای مجزا و کارگردانی متفاوت دارد تا ریتم کار، تندتر باشد و نگاه‌های گوناگون در آن دیده شوند. ۴۰ روز بعد از آغاز جنگ، دو قسمت از آن پخش شد که همین تنوع نگاه را نشان داد.

قسمت اول؛ «رستگاری در گاندی» به کارگردانی محسن بهاری از نظر فرم و فضا شباهت‌های زیادی به فیلم «نیم‌شب» ساخته محمدحسین مهدویان دارد؛ فیلمی که آن هم سریع‌ترین واکنش سینمای ایران به جنگ ۱۲روزه بود و مهدی یزدانی‌خرم نگارش اثر را برعهده داشت و از قضا هم اکنون در حال اکران است. طبعاً حضور مهدویان به عنوان طراح و خالق مجموعه‌ «اهل ایران» و یزدانی‌خرم به عنوان سرپرست نویسندگان در ایجاد برخی شباهت‌ها، بی‌تاثیر نیست؛ قصه عاشقانه‌ای که در دل ماجرای حمله موشکی به بیمارستان گاندی به تلخکامی می‌انجامد.

فارغ از بی‌پاسخ ماندن علت علاقه و رابطه دکتر سیمین ماندگار (نسیم داداشی) و سام کلانتر، مسئول فنی بیمارستان (مهدی جعفری)، دو بازیگر به خوبی توانسته‌اند از پس صحنه‌های حسی و ملتهب بربیایند. یکی از ماندگارترین صحنه‌های این قسمت، نمایش لحظه‌ اصابت موشک به بیمارستان و حیرت کلانتر و کیوسک‌دار است که ناگهان با موج انفجار پخش زمین می‌شوند. صحنه بیمارستان اگر چه با مهارت چیدمان شده اما برخی نکات مانند وجود شیشه‌های سالم و لباس‌‎های تمیز بازیگران در میانه ویرانه‌ها، پاشنه آشیل آن هستند.

ای پرچمت ما را کفن

قسمت دوم؛ «خون سبز» ساخته‌ علی سراهنگ، اثری دلنشین است که برای اولین بار پرچم ایران را از قالب اکسسوار و وسایل صحنه به عنصری موثر و دارای قصه بدل می‌کند. تقلای یک پرچم‌ساز و فروشنده پرچم به نام کریم کوثری معروف به کریم بیتل و رفیق قدیمی شهید چمران برای ساخت پرچم‌هایی در خور شان و نام ایران با بازی درونی بازیگر کارکشته‌ای مانند کاظم هژیرآزاد نشان می‌دهد همچنان دود از کنده بلند می‌شود.

حضور برادر و خواهری به نام‌های کورش (حسام شهیدی) و مروارید (زهرا رادمهر) که اتفاقی، همکار و همراه کریم می‌شوند هم تلفیق خوبی از بازیگران پیشکسوت و جوان ساخته است. در خون سبز، جزئیات شنیدنی و دیدنی پیرامون تفاوت بیرق و پرچم و همین‌طور رنگ‌ها و چیدمان آن وجود دارد که آن را جالب می‌کند. ایده نذر رنگ سبز برای خون علی، دوست شهید کورش هم موضوع تکان‌دهنده‌ای‌ست که تا حدی برگ برنده محتوایی این قسمت محسوب می‌شود.

«اهل ایران» در این دو قسمت، دو منظر متفاوت را به جنگ ارائه کرده است اما در این دو قسمت، چندان نشانه‌های استفاده به‌روز از جنگ دیده نمی‌شود و معلوم نیست چرا این دو اپیزود در روزهای جنگ ساخته شده‌اند. چون نه در رستگاری در گاندی، زمان و لوکیشن واقعاً همان ساعات اولیه حمله به بیمارستان گاندی تهران است و نه در خون سبز، قصه چنان چسبیده به جنگ است که نتوان آن را در زمان آرام دیگری ساخت.

اگر کیانوش عیاری، «بیدارشو آرزو» را بلافاصله بعد از زلزله بم در آنجا ساخت یا عباس کیارستمی با «زیر درختان زیتون» چنین کاری را با زلزله رودبار انجام داد، هر دو کارگردان کاملاً از فضای ملموس و هولناک زلزله بهره بردند تا اثرشان ترکیبی توامان از درام و مستند باشد. ساخت «اهل ایران» در زمان جنگ، یک سوی مثبت دارد و آن هم اینکه همه‌ عوامل از پشت تا جلوی دوربین به واسطه فاصله‌ کمی که با اتفاق دارند و در بطن آن نفس می‌کشند، احساسات قوی و درد تازه‌ای دارند. سوی منفی آن هم این است که چون فیلمبرداری در میانه جنگ انجام شده، نمایش صحنه‌های واقعی و ارائه آدرس دقیق و آمار تلفات از نظر امنیتی، عملی مجرمانه محسوب می‌شود. بنابراین فضای امنیتی موجود باعث کاهش دسترسی شده است. بیننده‌ای که انتظار دارد لوکیشن واقعی و مثلاً فیلم‌های دوربین‌های مداربسته از لحظات اصابت موشک‌ها را ببیند، عملاً چیزی دستگیرش نمی‌شود و سکانس‌ها عموماً در فضاهای ساختگی و بسته جمع و جور می‌شوند.

ای پرچمت ما را کفن

نکته دیگر اینکه بیننده حتی اگر در جریان جنگ باشد هم نیاز به دانستن جزئیاتی مانند ماجرای بیمارستان گاندی و … دارد. «اهل ایران» پیش از آغاز هر قسمت نیاز به معرفی شرایط کشور و جنگ تحمیلی سوم دارد؛ جنگی که در ماه رمضان و اسفند ۱۴۰۴ به ما تحمیل شد و حالتی متفاوت و عجیب داشت. «اهل ایران»، اولین سند ثبت شده از هنر نمایش ایران در زمینه جنگ اخیر است و باید برای سرعت عمل ساخت به سازندگان و عوامل آن آفرین گفت.

به افرادی که در روزهای جنگ و زمانی که خیلی‌ها به دنبال یافتن جای امن بودند، در تهران ماندند، همت کردند و اثری نمایشی ساختند، باید آفرین گفت اما سرعت عمل صِرف و انجام کاری هول هولکی که بعضاً دچار شعارزدگی نیز می‌شود، مشمول این آفرین گفتن‌ها نمی‌شود. نهایتاً «اهل ایران» در آینده به عنوان اولین اثر برآمده از احساس و درد ناشی از تهاجمی ناگهانی تعبیر و تحلیل می‌شود و همین نشان‌دهنده جایگاه خاص آن است.

59243

نظرات

نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *