درحال بارگذاری...
مدرک‌گرایی، پارتی‌بازی و مهاجرت نخبگان؛ روایت مخاطبان خبرآنلاین از دانشگاه‌های ایران
تحصیلی

مدرک‌گرایی، پارتی‌بازی و مهاجرت نخبگان؛ روایت مخاطبان خبرآنلاین از دانشگاه‌های ایران

به گزارش خبرآنلاین؛ افت جایگاه دانشگاه‌های ایران و دلایل عقب‌ماندگی علمی کشور، در گفت‌وگوی سعید معدنی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، به موضوعی برای بحث میان مخاطبان خبرآنلاین تبدیل شد؛ بحثی که در آن کاربران نه‌تنها درباره گزینش استادان، مهاجرت نخبگان و وضعیت علوم انسانی اظهارنظر کردند، بلکه پای معیشت اعضای هیئت علمی، مدرک‌گرایی، استخدام‌های مبتنی بر رابطه و حتی مسئولیت خود جامعه را نیز به میان کشیدند.

معدنی در این گفت‌وگو با اشاره به اخراج استادان پس از انقلاب فرهنگی، گسترش گزینش‌های ایدئولوژیک، محدودشدن ارتباط دانشگاه‌های ایران با جهان علم و مهاجرت نیروهای متخصص، گفته بود: «تفکر در یک فضای آزاد رشد می‌کند» و معتقد بود دانشگاه در ایران «رها شده» است. اما کامنت‌های مخاطبان نشان می‌دهد درباره اینکه ریشه این وضعیت دقیقاً کجاست، اتفاق نظر وجود ندارد.

دانشگاه رها نشده، خفه شده

برخی مخاطبان با اصل تحلیل معدنی همراه بودند، اما تعبیر او درباره «رهاشدگی» دانشگاه را دقیق نمی‌دانستند. یکی از کاربران نوشت: «استاد اشتباه می‌کنند، دانشگاه رها نشده، بلکه خفه شده.»

در مقابل، کاربری معتقد بود نباید همه مشکلات دانشگاه را به حکومت نسبت داد و نوشت: «همه‌ی این گلایه‌ها درسته و به جا ولی مشکل اصلی در فرهنگ ایرانیان هست که عادت کردیم از زیر بار مسئولیت فرار کنیم.» این مخاطب تأکید کرده بود که «همه مقصر هستند به جز خود ما» و اصلاح فرهنگ بی‌مسئولیتی را بخشی از راه‌حل دانسته بود.

این دیدگاه البته با واکنش مخاطبان دیگری مواجه شد. علیرضا در پاسخ نوشت: «طبعا مردم هم مقصر اصلی هستند. ولی حاکمیت است که مردم رو سوق میده به هر کجا که دلش خواست!!!» کاربر دیگری نیز در واکنش به دیدگاه مسئولیت مردم، با طرح مثال‌هایی از دولت‌های مختلف، این پرسش را مطرح کرد که آیا انتخاب‌های سیاسی مردم را می‌توان جدا از عملکرد حاکمیت بررسی کرد.

از مدرک‌گرایی تا مدیران بی‌سواد

بخش قابل توجهی از کامنت‌ها اما از زاویه‌ای متفاوت به بحران دانشگاه نگاه می‌کردند: مدرک‌گرایی و پیوند مدرک دانشگاهی با حقوق، پست و مزایا.

یکی از مخاطبان با اشاره به صدور مدارک دانشگاهی برای افراد شاغل در دستگاه‌های دولتی، این روند را یکی از اشتباهات آموزش عالی دانست و نوشت که برخی افراد با «پارتی» وارد وزارتخانه‌ها و سازمان‌های مهم می‌شوند و بعد با گرفتن مدارک بالاتر، هم حقوق بیشتری می‌گیرند و هم به پست مدیریتی می‌رسند.

او با اشاره به تجربه‌ای که مدعی شده از نزدیک شاهد آن بوده، نوشت فردی که حتی توان مذاکره به زبان انگلیسی و نامه‌نگاری ساده را نداشته، به دلیل داشتن مدرک دکتری از دانشگاه آزاد، به پست مدیریتی رسیده است.

کاربر دیگری نیز همین مسئله را از زاویه‌ای گسترده‌تر دنبال کرد و نوشت در ادارات و سازمان‌های دولتی کمتر پرسیده می‌شود که مدرک فرد چه کاربردی برای سازمان دارد؛ چراکه افزایش مدرک به معنای افزایش حقوق، پست و مزایا است. او این وضعیت را زمینه‌ساز گسترش مدرک‌گرایی دانست و با اشاره به برخی مدیران و مسئولان، از افت سطح سرمایه اجتماعی و اعتماد مردم نیز انتقاد کرد.

نخبه‌ها رفتند، بی‌سوادها ماندند

گروهی از مخاطبان، مسئله دانشگاه را به ساختار استخدام و مدیریت در کشور پیوند زدند. یکی از کاربران مدعی شد در دوره دوم دولت محمود احمدی‌نژاد، تعداد زیادی از نیروهای کم‌سواد و دارای رابطه وارد وزارتخانه‌ها و نهادهای مهم شدند و در مقابل، جوانان نخبه و دارای مدارک معتبر بیکار ماندند یا مهاجرت کردند.

کاربر دیگری نیز با تأیید این دیدگاه نوشت که خودش تفاوت فضای دانشگاهی میان دوره‌های تحصیلی‌اش را احساس کرده و معتقد بود شرایط پس از احمدی‌نژاد بدتر شده است.

در واقع، بخشی از کامنت‌ها همان گزاره‌ای را دنبال می‌کردند که معدنی در مصاحبه مطرح کرده بود: خروج نیروهای توانمند از کشور و باقی‌ماندن افرادی که لزوماً شایستگی لازم را ندارند.

نقد به خود مصاحبه و دفاع از دانشگاه ایران

البته همه مخاطبان با تحلیل معدنی همراه نبودند. برخی اساساً به سخنان او انتقاد کردند. یک کاربر با لحنی تند، جامعه‌شناسی را رشته‌ای کم‌اعتبار توصیف کرد و مدعی شد معدنی درباره نحوه رتبه‌بندی‌های جهانی دانشگاه‌ها اطلاعات کافی ندارد. همین کاربر همچنین مدعی شد استادان مذهبی و توانمند نیز در دوره‌های مختلف از دانشگاه کنار گذاشته شده‌اند.

در نقطه مقابل، کاربری با اشاره به رتبه علمی ایران در مقایسه با دیگر کشورها، معتقد بود وضعیت دانشگاه‌ها را می‌توان از طریق مقایسه رتبه علمی کشورها سنجید. او اما ریشه نگاه منفی به وضعیت کشور را به «خودتحقیری» و تأثیر رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور نسبت داد.

معیشت استادان؛ حلقه‌ای که در بحث جا افتاد

در میان انتقادها و دفاع‌ها، یکی از مخاطبان به نکته‌ای اشاره کرد که در روایت اصلی مصاحبه کمتر مورد توجه قرار گرفته بود: وضعیت اقتصادی استادان دانشگاه.

حمید نوشت: «مسأله مهم معیشت که حقوق هیات علمی در ایران از پایین ترین ها در سطح جهان است را هم اضافه کنید.»

این کامنت در واقع زاویه دیگری به بحث اضافه می‌کند؛ اینکه بحران دانشگاه فقط مسئله گزینش، مهاجرت یا ارتباطات علمی نیست و وضعیت معیشتی اعضای هیئت علمی نیز می‌تواند بخشی از مسئله باشد.

در مجموع، کامنت‌های مخاطبان نشان می‌دهد بحث درباره وضعیت دانشگاه ایران به یک دوگانه ساده «حاکمیت یا دانشگاه» محدود نمی‌شود. گروهی ریشه مشکل را در محدودیت‌های سیاسی می‌بینند، گروهی فرهنگ عمومی و مسئولیت فردی را برجسته می‌کنند و گروهی دیگر از مدرک‌گرایی، رابطه‌گرایی، مدیریت ناکارآمد و مهاجرت نخبگان سخن می‌گویند. در میان این اختلاف نظرها، یک نگرانی مشترک بیش از همه دیده می‌شود: اینکه فاصله میان شایستگی علمی و جایگاه اجتماعی و مدیریتی، می‌تواند آینده دانشگاه و اعتماد جامعه به آن را بیش از گذشته تحت تأثیر قرار دهد.

متن کامل گفت‌وگو و نظرهای بیشتر را اینجا بخوانید.

۲۳۳۲۳۳

نظرات

نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *