به گزارش خبرگزاری تسنیم از ایلام، آلفرد ماهان، استراتژیست بزرگ دریایی، بیش از یک قرن پیش معتقد بود قدرت یک ملت در گرو تسلط بر نقاط گلوگاهی و حاکمیت بر دو سوی یک تنگه است. اما واقعیت امروز تنگه هرمز، نشاندهنده شکست کامل این پیشبینی از زاویه قدرتهای مسلط فرامنطقهای است. ایران با ابزارهایی که ماهان هرگز پیشبینی نکرده بود، نه تنها تنگه را کنترل میکند، بلکه آن را به میدان فرسایش هژمونی آمریکا تبدیل ساخته است.
1. شکست اصل اول ماهان: تسلط بر دو ساحل
ماهان میگفت کنترل واقعی یک تنگه نیازمند حاکمیت بر هر دو کرانه آن است. اما آمریکا حتی یک ساحل (ساحل ایرانی) را هم در اختیار ندارد. ایران با سلطه کامل بر ساحل شمالی و آبهای سرزمینی و جزایر کلیدی (بویژه ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک)، عملاً «معادله کنترل دو طرفه» را به نفع خود خنثی کرده است. آمریکا صرفاً یک ناوگان شناور در آبهای بینالمللی دارد، ماهیتاً شکننده و وابسته به خطوط تأمین.
2. رمزگشایی از سلاحهای نامتقارن؛ چکشهایی که ماهان نمیشناخت
ماهان در عصر فلز و توپ، معادله قدرت را «ناو در برابر ناو» تعریف میکرد. اما ایران:
· هزاران مین ارزانقیمت: هرکدام میتوانند یک ناو میلیارد دلاری را ماهها از مدار خارج کنند.
· موشکهای بالستیک ضدکشتی خلیج فارس و نور: با برد پوشش کامل تنگه.
· شناورهای تندروی نامرئی: تاکتیک «ازدحام زنبور» که همان «تمرکز آتش نامتقارن» است.
این ترکیب، «قدرت دریایی کلاسیک» آمریکا را به یک هدف گرانقیمت و آسیبپذیر تبدیل کرده است.
3. نقطه گلوگاهی؛ حالا برای آمریکا یک «تله باریک» است
در نظریه ماهان، تنگه محل اعمال قدرت بود. اما امروز تنگه هرمز برای آمریکا به یک تله استراتژیک بدل شده است:
· هر جنگی در این منطقه، ناوهای آمریکایی (با عرض بیش از 40 متر) در کانالهای باریک 3 کیلومتری، به راحتی هدف تیربار موشکهای ساحلی قرار میگیرند.
· ایران با «تهدید به بستن تنگه» – حتی برای دو هفته – میتواند قیمت نفت را به 300 دلار برساند و اقتصاد غرب را فلج کند، بدون آنکه ضرورتاً جنگی آغاز شود.
4. افول هژمونی؛ آمریکا در دام «بازدارندگی منفی»
طبق نظریه ماهان، هژمون باید اجازه عبور بدهد تا بتواند تحریم کند. اما در عمل معکوس شده است:
· ایران با تهدید واقعی بستن تنگه، در عمل دکترین بازدارندگی منفی اجرا میکند: به من حمله نکنید، وگرنه تنگه را میبندم.
· آمریکا دیگر نمیتواند از «حق عبور آزاد» به عنوان اهرم فشار استفاده کند، زیرا هزینه نقض آن (جنگ تمامعیار با ایران) بسیار بالاتر از منافع حاصل از آن است. این همان شکست سخت هژمونی است: وقتی قدرتی نتواند از مسیر استراتژیک جهان عبور کند مگر با اجازه حریف منطقهای.
5. معمای حلنشده ماهان برای آمریکا
اگر از ماهان بپرسیم، بهترین راه برای شکست ایران در تنگه هرمز چیست؟ پاسخش منطقاً این بود: یک پایگاه در ساحل ایران بسازید و ناوگان تجاری عظیم خود را مستقر کنید.
اما ساخت پایگاه در خاک ایران غیرممکن است.
و آمریکا دیگر ناوگان تجاری بزرگ ندارد (برخلاف قرن نوزدهم).
پس نتیجه شگفتانگیز این است: نظریه ماهان که برای توجیه قدرت بریتانیا و آمریکا نوشته شده بود، امروز بهترین چارچوب برای اثبات شکست آنها در برابر ایران است.
ایران با درک هوشمندانه از نقاط ضعف نظریه ماهان (تکیه بر نبردهای کلاسیک، نادیده گرفتن سلاحهای نامتقارن، و فرض حاکمیت دو سوی تنگه)، نه تنها «نقطه گلوگاهی» را مهار کرده، بلکه آن را به ابزاری برای تبدیل تهدید به فرصت و کاستن از اعتبار هژمون جهانی مبدل ساخته است. تنگه هرمز امروز گورستان سادهانگاری ماهانی است.
رضا میرزاد دکترای اندیشه سیاسی
انتهای پیام/180/
