درحال بارگذاری...
«زنده‌شور»؛ رقص فلوت در ضیافت مرگ و عدالت
فرهنگ و هنر، سرگرمی و سینما

«زنده‌شور»؛ رقص فلوت در ضیافت مرگ و عدالت

هرگاه قانون از تحولات جامعه عقب بماند، به جای آنکه مسیر پیشرفت را تسهیل کند، خود به مانعی در برابر آن بدل خواهد شد. استمرار این شکاف میان «قانون» و «واقعیت»، افزون بر کاهش کارآمدی نظام حکمرانی، می‌تواند زمینه‌ساز بی‌اعتمادی و در نهایت، آشفتگی اجتماعی شود.

فیلم «زنده‌شور» به کارگردانی کاظم دانشی، با نگاهی جسورانه، ماجرای پنج زندانی را روایت می‌کند که در آستانه اجرای حکم قصاص قرار دارند. فیلمساز در قالب درامی نفس‌گیر و پرتعلیق، موضوع قصاص را از زوایای گوناگون ــ فقه، حقوق، اولیای دم، خانواده‌های جانیان و شخص محکوم ــ مورد واکاوی قرار می‌دهد و نشان می‌دهد چگونه سرنوشت یک زندانی می‌تواند در گرو چند واژه ساده، یعنی «بخشش» یا «قصاص»، از سوی اولیای دم قرار گیرد.

«زنده‌شور»؛ رقص فلوت در ضیافت مرگ و عدالت

قانون در برابر انسانیت

مرتضی زند با بازی بهرام افشاری، نماینده دادستان و مأمور اجرای حکم، در جریان انجام وظیفه با حقایقی تکان‌دهنده درباره سوابق زندانیان و خانواده‌های آنان مواجه می‌شود. اتفاقاتی که در پای چوبه‌ دار رخ می‌دهد، مرتضی را به این نتیجه می‌رساند که نمی‌توان همواره صرفاً بر وجه خشک و صوری قانون تکیه کرد و احتمال خطای قضایی را نادیده گرفت. از همین رو، او شیوه‌ای متفاوت را در پیش می‌گیرد؛ شیوه‌ای که سرنوشت خودش و محکومان را دگرگون می‌کند.

کاظم دانشی با ظرافت نشان می‌دهد که نمی‌توان صرفاً به فناوری، شواهد و شم پلیسی در شناسایی مجرمان و بزهکاران اتکا کرد و احتمال سوءقضاوت را نادیده گرفت؛ زیرا برخی خطاهای قضایی، جبران‌ناپذیرند. مرتضی با تکیه بر تجربه سالیان خود، از رفتارهای سیستماتیک و روال‌های از پیش تعیین‌شده فاصله می‌گیرد و با ریسک‌پذیری، در پی آن است که قانون را به گونه‌ای اجرا کند که ارزش‌های انسانی و تحقق عدالت نیز در آن مورد توجه قرار گیرد.

همین رویکرد، تنش و تقابلی عمیق میان او و مدیرانی ایجاد می‌کند که بیش از هر چیز، حفظ جایگاه شغلی و اجرای بی‌چون‌وچرای قانون را در اولویت قرار می‌دهند. فیلم از خلال این تقابل، پرسشی مهم را پیش روی مخاطب می‌گذارد: آیا اجرای قانون، بدون توجه به شرایط انسانی و اجتماعی، الزاماً به معنای تحقق عدالت است؟

«زنده‌شور»؛ رقص فلوت در ضیافت مرگ و عدالت

روحانیت؛ نه در مقام داوری، بلکه در جایگاه نجات انسان

«زنده‌شور» تصویری متفاوت از روحانیت در فضای زندان ارائه می‌دهد. هادی با بازی تورج الوند، طلبه‌ای جوان که وظیفه غسل توبه زندانیان را بر عهده دارد، در میان هراس و اضطراب مرگ، تلاش می‌کند با انابه، نیایش و بهره‌گیری از جایگاه معنوی و وارستگی خود، بذر امید و آرامش را در دل محکومان به قصاص بکارد.هادی جزم‌اندیش و متعصب نیست؛ بلکه تلاش می‌کند از جایگاه معنوی خود برای نجات انسان بهره بگیرد. این شخصیت، معنویت را نه در تقابل با انسانیت، بلکه در خدمت آن قرار می‌دهد و از همین منظر، یکی از وجوه قابل توجه فیلم را شکل می‌دهد.

یکی از سکانس‌های کلیدی فیلم، جایی است که شایان با بازی محمد ولی‌زادگان، به عنوان آخرین خواسته، درخواست «ساز زدن» پیش از اجرای حکم را مطرح می‌کند. مدیر زندان با نگاهی تقلیل‌گرایانه، این درخواست را «قرتی‌بازی» تلقی می‌کند؛ اما مرتضی با مداخله و تبیین شرعی این خواسته، تعاملی میان «قانون‌گذار، شرع و مجری» شکل می‌دهد و شرایط را به سود شایان تغییر می‌دهد.در اینجا، فیلم از سطح یک روایت صرفاً قضایی فراتر می‌رود و به نسبت میان قانون، هنر و انسانیت می‌پردازد. در شرایطی که شایان و همسرش با ضجه و زاری از اولیای دم طلب بخشش می‌کنند و پاسخی نمی‌گیرند، در واپسین لحظات زندگی، صدای فلوت او فضای سرد و بی‌روح زندان را دربرمی‌گیرد؛ صدایی که گویی مرز میان مجرم و قربانی، قانون و اخلاق، و مرگ و زندگی را برای لحظاتی درهم می‌شکند.موسیقی شایان، حس مسئولیت‌پذیری و میل به تحول را در ذهن برخی از دست‌اندرکاران قضایی و مدیریتی برمی‌انگیزد؛ تحولی که فیلم آن را برای جامعه امروز ضروری می‌داند. موقعیت ساز زدن شایان، تداعی‌کننده سکانس پایانی فیلم «راه‌های افتخار» به کارگردانی استنلی کوبریک است؛ سکانسی ماندگار که قدرت تأثیرگذاری موسیقی و هنر در بیداری وجدان انسان‌ها و عبور از بن‌بست‌ها و تابوها را یادآوری می‌کند.

«زنده‌شور»؛ رقص فلوت در ضیافت مرگ و عدالت

روایت یک جامعه؛ از قصاص تا همبستگی

از منظر جامعه‌شناختی، فیلم چهره‌ای هوشمند و فداکار از جامعه امروز ترسیم می‌کند؛ نسلی که برای نجات محکومان از اجرای حکم قصاص وارد میدان می‌شود و قدرت همبستگی و همراهی اجتماعی را به نمایش می‌گذارد.فیلمنامه منسجم و کارگردانی دقیق، در کنار بازی‌های تأثیرگذار بازیگران، موجب شده است فیلم ضمن روایت داستانی پرکشش، پیام‌های اخلاقی و اجتماعی خود را نیز به شکلی هنرمندانه منتقل کند. بازنمایی ملموس حس پشیمانی و ندامت مجرمان از ارتکاب جنایت، در کنار بهره‌گیری از تکنیک دوربین روی دست، توانسته است حس اضطراب، ترس از مجازات و آشفتگی روانی شخصیت‌ها را به شکلی باورپذیر به مخاطب منتقل کند.فیلم در عین حال، از یک جامعه کاملاً منفعل تصویر نمی‌دهد؛ بلکه نشان می‌دهد انسان‌ها می‌توانند در لحظات بحرانی، با کنار گذاشتن بی‌تفاوتی، برای تغییر سرنوشت دیگران وارد میدان شوند. همین وجه جمعی و مشارکت اجتماعی، یکی از مهم‌ترین لایه‌های فیلم است.

«زنده‌شور»؛ رقص فلوت در ضیافت مرگ و عدالت

زنان؛ طلایه‌داران تغییر

در «زنده‌شور»، نقش زنان نیز بسیار پررنگ و کنشگرانه است. زنانی که از بخشی از رفاه، جوانی و منافع شخصی خود می‌گذرند تا آینده فرزندان و خانواده‌هایی که بر اثر فقر و تنگدستی آسیب دیده‌اند، بحرانی‌تر و مبهم‌تر نشود.تقابل میان سارا بهرامی، در نقش زنی نوع‌دوست و آرمان‌گرا، و شبنم مقدمی، در نقش نرگس تفقد، دادستان مصلحت‌اندیش، صرفاً تقابل دو شخصیت نیست؛ بلکه می‌توان آن را تقابلی میان «انسان‌گرایی» و «جزم‌اندیشی اداری» دانست. هر یک از این دو شخصیت، از زاویه‌ای متفاوت به مفهوم مسئولیت، قانون و مصلحت نگاه می‌کنند و همین تضاد، به غنای درام کمک کرده است.«زنده‌شور» همچنین با نمایش آسیب‌های خانوادگی ناشی از فقدان نان‌آوران، سویه‌ای اجتماعی از مسئله قصاص را برجسته می‌کند و دامنه پیامدهای یک جنایت را فراتر از شخص مجرم و قربانی می‌برد. در اینجا، خانواده‌ها نیز قربانیان خاموش حوادثی هستند که گاه زندگی آنان را برای همیشه دستخوش تغییر می‌کند.

عدالت؛ فراتر از اجرای حکم

در نهایت، «زنده‌شور» فیلمی است که تلاش می‌کند مفهوم عدالت را از اجرای صرف حکم فراتر ببرد و مخاطب را با پرسشی بنیادین روبه‌رو کند: آیا عدالت تنها در اجرای قانون خلاصه می‌شود یا شرایط انسانی، اجتماعی و حتی امکان خطا نیز باید در فرآیند داوری مورد توجه قرار گیرد؟ فیلم با طرح این مسئله، از مجریان قانون می‌خواهد پیش از صدور و اجرای حکم قصاص، به انگیزه‌های مجرمان، شرایط وقوع جرم و عناصر زمان و مکان نیز بیش از گذشته توجه کنند. از این منظر، «زنده‌شور» بیش از آنکه صرفاً داستان چند محکوم در آستانه مرگ باشد، روایتی درباره امکان بازنگری، مسئولیت انسانی و جست‌وجوی مسیری برای عبور از بن‌بست‌هایی است که گاه قانون، جامعه و انسان را در برابر یکدیگر قرار می‌دهد.در پایان، آنچه از «زنده‌شور» در ذهن مخاطب باقی می‌ماند، صرفاً تصویر چوبه‌دار نیست؛ نمایش قدرت تاثیرگذاری هنر و صدای فلوتی است که در دل سکوت و هراس، برای لحظاتی مرگ را به مکث وامی‌دارد و انسان را به اندیشیدن درباره معنای عدالت، بخشش و ارزش زندگی فرامی‌خواند.

«زنده‌شور»؛ رقص فلوت در ضیافت مرگ و عدالت

عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران*

۲۴۲۲۴۲

نظرات

نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *