درحال بارگذاری...
دشمن‌شناسی در اندیشه امامین انقلاب؛ نقد سلطه و تحلیل افول لیبرالیسم
استان‌های ایران

دشمن‌شناسی در اندیشه امامین انقلاب؛ نقد سلطه و تحلیل افول لیبرالیسم

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، دشمن‌شناسی در مکتب سیاسی امامین انقلاب، نه یک رویکرد مقطعی، واکنشی و صرفاً تدافعی، بلکه بخشی از یک چارچوب جامع برای فهم مناسبات قدرت در جهان معاصر است. در این نگاه، شناخت دشمن صرفاً به شناسایی یک بازیگر سیاسی یا نظامی محدود نمی‌شود، بلکه مستلزم فهم ساختارهایی است که در عرصه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و رسانه‌ای بر رفتار جوامع اثر می‌گذارند. از این منظر، تقابل میان «حق» و «باطل» تنها یک تعبیر انتزاعی نیست، بلکه در صورت‌های تاریخی و عینی گوناگونی ظاهر می‌شود و خود را در مسئله استقلال، حفظ هویت، مناسبات قدرت و نحوه توزیع منابع و فرصت‌ها نشان می‌دهد.

بر همین اساس، دشمن‌شناسی زمانی از سطح یک واکنش امنیتی فراتر می‌رود که بتواند سازوکارهای تولید وابستگی، بحران، اختلاف و هویت‌زدایی را نیز شناسایی کند. مقاومت نیز در این چارچوب، صرفاً به معنای رویارویی نظامی نیست، بلکه می‌تواند در قالب حفظ استقلال سیاسی، صیانت از هویت فرهنگی، تقویت سرمایه اجتماعی و توانمند کردن جوامع برای تصمیم‌گیری درباره سرنوشت خویش معنا پیدا کند. به این ترتیب، ریشه بسیاری از بحران‌های بین‌المللی را باید در تقابل میان دو منطق جست‌وجو کرد: منطقی که جهان را بر اساس سلسله‌مراتب قدرت و امکان مداخله در سرنوشت دیگران تنظیم می‌کند و منطقی که بر استقلال، کرامت انسانی و حق تعیین سرنوشت ملت‌ها تأکید دارد.

1. الهیات تحریف‌شده؛ ابزار تسخیر افکار عمومی در آمریکا

برخلاف تحلیل‌های تقلیل‌گرایانه که جنایات غرب را صرفاً در چارچوب محاسبات سیاسی و منافع کوتاه‌مدت توضیح می‌دهند، بخشی از حمایت گسترده در آمریکا از رژیم صهیونیستی را باید در پیوند میان سیاست، فرهنگ و برخی قرائت‌های خاص دینی نیز بررسی کرد. جریانات صهیونیسم مسیحی با ترویج برخی برداشت‌های افراطی و آخرالزمانی از متون مقدس، توانسته‌اند بر بخشی از فضای عمومی و سیاسی آمریکا اثر بگذارند. در این منظومه فکری، برخی رویدادهای سیاسی و نظامی نه صرفاً به عنوان موضوعاتی مربوط به منافع ملی، بلکه در قالب تفسیرهای دینی و آخرالزمانی معنا می‌یابند. در نتیجه، مرز میان امر دینی و محاسبه سیاسی گاه چنان کم‌رنگ می‌شود که حمایت از یک پروژه سیاسی، صورتی قدسی و تغییرناپذیر پیدا می‌کند. مسئله اصلی در اینجا، نه تعمیم این دیدگاه به همه مسیحیان یا همه شهروندان آمریکا، بلکه توجه به تأثیر یک جریان فکری مشخص بر سیاست‌گذاری و افکار عمومی است؛ جریانی که می‌تواند به طبیعی‌سازی خشونت و کم‌رنگ شدن ملاحظات انسانی در برابر منازعات سیاسی بینجامد.

2. از غزه تا هرمزگان؛ پیوند دو جغرافیا در مسئله هویت و امنیت

رابطه میان غزه و هرمزگان را نمی‌توان صرفاً با قرار دادن این دو در کنار یکدیگر و تکرار ادبیات سیاسی درباره «دشمن واحد» توضیح داد. این ارتباط، پیش از هر چیز، در دو تجربه متفاوت اما مرتبط از مسئله امنیت، هویت و ژئوپلیتیک قابل بررسی است. غزه به دلیل موقعیت جغرافیایی و منازعه طولانی‌مدت بر سر سرزمین، حاکمیت و حق تعیین سرنوشت، به یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی خاورمیانه تبدیل شده است؛ هرمزگان نیز به دلیل قرار گرفتن در مجاورت تنگه هرمز، دسترسی به آب‌های جنوبی ایران و نقش آن در اقتصاد، تجارت و امنیت دریایی کشور، جایگاهی راهبردی دارد. بنابراین، پیوند این دو جغرافیا را باید در سطحی عمیق‌تر از مشابهت‌سازی مستقیم جست‌وجو کرد: هر دو منطقه در شرایطی قرار گرفته‌اند که مسائل مربوط به امنیت، جغرافیا، اقتصاد و هویت به یکدیگر گره خورده‌اند و تحولات سیاسی و امنیتی در پیرامون آن‌ها می‌تواند مستقیماً بر زندگی مردم اثر بگذارد.

از این منظر، توجه به وضعیت فرهنگی و اجتماعی هرمزگان را نیز نباید صرفاً در قالب یک موضوع داخلی یا اداری دید. منطقه‌ای که در یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های دریایی جهان قرار گرفته، طبیعتاً در معرض جریان‌های متنوع اقتصادی، فرهنگی و رسانه‌ای است و همین ویژگی، هم ظرفیت ایجاد فرصت‌های جدید را به همراه دارد و هم ضرورت توجه بیشتر به انسجام اجتماعی و سرمایه فرهنگی را مطرح می‌کند. در غزه نیز یکی از مسائل اساسی، صرفاً منازعه نظامی نیست؛ بلکه استمرار خشونت و ناامنی، زندگی اجتماعی، حافظه جمعی، ساختار خانواده و احساس تعلق به سرزمین را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از این زاویه، سخن گفتن از غزه و هرمزگان در یک چارچوب واحد، نه به معنای یکسان دانستن شرایط آن‌ها، بلکه به معنای دیدن مسئله مشترکی است که در هر دو مورد اهمیت دارد: اینکه چگونه می‌توان در مناطق حساس ژئوپلیتیکی، میان امنیت، توسعه، هویت و کیفیت زندگی مردم توازن برقرار کرد و از تبدیل شدن انسان‌ها و جوامع به موضوعات صرفاً امنیتی جلوگیری کرد.

3. هرمزگان؛ یک منطقه راهبردی با الزامات اجتماعی و فرهنگی

استان هرمزگان را نمی‌توان صرفاً استانی پیرامونی و دور از مرکز تصمیم‌گیری تلقی کرد. این استان به دلیل موقعیت دریایی، اقتصادی و جغرافیایی خود، بخشی مهم از زیرساخت قدرت و امنیت ایران به شمار می‌رود و همین ویژگی، نگاه متفاوتی به مسائل آن را ضروری می‌کند. توسعه زیرساخت‌ها، بهبود رفاه عمومی، افزایش فرصت‌های شغلی، تقویت آموزش و توجه به نیازهای فرهنگی و اجتماعی مردم، در چنین منطقه‌ای صرفاً موضوعاتی مربوط به سیاست داخلی نیستند، بلکه با ثبات و انسجام ملی نیز ارتباط دارند. از همین رو، هر اندازه که هرمزگان در عرصه‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، ضرورت توجه به کیفیت زندگی مردم و سرمایه اجتماعی آن نیز بیشتر می‌شود. مسئله هویت بومی، تقویت احساس تعلق، ایجاد فرصت برای مشارکت اجتماعی و فراهم کردن امکان برخورداری عادلانه از ثمرات توسعه، باید در کنار ملاحظات امنیتی دیده شود؛ زیرا امنیت پایدار در نهایت بدون رضایت، اعتماد و مشارکت مردم شکل نمی‌گیرد.

4. هویت فرهنگی و مسئله بیداری اجتماعی

در بحث از وضعیت فرهنگی هرمزگان نیز لازم است از دوگانه‌سازی‌های ساده پرهیز شود. هر تحول فرهنگی را نمی‌توان به توطئه بیرونی نسبت داد و هر نقدی به وضعیت موجود را نیز نمی‌توان نشانه بی‌توجهی به ارزش‌های بومی تلقی کرد. آنچه اهمیت دارد، شناخت دقیق تغییرات اجتماعی، نحوه ورود الگوهای فرهنگی جدید، تأثیر رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، وضعیت خانواده و فرصت‌ها و محدودیت‌های نسل جوان است. هرمزگان مانند بسیاری از مناطق دیگر ایران، در معرض تغییرات سریع اجتماعی و فرهنگی قرار دارد و مواجهه درست با این تغییرات نیازمند پژوهش، گفت‌وگو و سیاست‌گذاری واقع‌بینانه است. توجه به فرهنگ بومی نیز زمانی می‌تواند مؤثر باشد که در کنار حفظ عناصر هویتی، نیازهای واقعی مردم، به‌ویژه جوانان، را به رسمیت بشناسد و امکان مشارکت آنان در ساختن آینده منطقه را فراهم کند. در چنین شرایطی، دفاع از هویت بیش از آنکه به معنای مقابله با هر امر جدید باشد، به معنای توانایی یک جامعه برای انتخاب آگاهانه و فعالانه میان عناصر متنوع فرهنگی است.

نتیجه‌گیری و سخنی با وجدان‌های بیدار

راه برون‌رفت از چالش‌های موجود، نه در انفعال خلاصه می‌شود و نه در تقلیل همه مسائل به یک عامل بیرونی. مقاومت فعال، در معنای دقیق‌تر خود، یعنی افزایش توان جامعه برای شناخت واقعیت، کاهش آسیب‌پذیری، تقویت سرمایه اجتماعی و حفظ قدرت تصمیم‌گیری مستقل. در این چارچوب، مقابله با سلطه در عرصه بین‌المللی و رسیدگی به مسائل اقتصادی و اجتماعی در داخل کشور دو موضوع جدا از یکدیگر نیستند. جامعه‌ای که از امکانات توسعه، آموزش، رفاه، مشارکت و اعتماد عمومی بیشتری برخوردار باشد، در برابر فشارهای بیرونی نیز از ظرفیت بیشتری برای حفظ ثبات و استقلال خود برخوردار خواهد بود. بنابراین، توجه به هرمزگان، همان اندازه که از منظر جغرافیای سیاسی و امنیت دریایی اهمیت دارد، از منظر عدالت توسعه‌ای و تقویت سرمایه اجتماعی نیز ضروری است.

در این میان، مسئله غزه نیز باید فراتر از واکنش‌های احساسی و مقطعی مورد توجه قرار گیرد. آنچه غزه را به یک مسئله جهانی تبدیل کرده، فقط حجم خشونت و رنج انسانی نیست، بلکه پرسش‌های عمیق‌تری درباره حقوق انسان، حاکمیت، مسئولیت دولت‌ها و حدود استفاده از قدرت را پیش روی افکار عمومی جهان قرار داده است. همین پرسش‌ها، هرچند در شرایطی متفاوت، می‌توانند در بحث درباره مناطق راهبردی دیگری مانند هرمزگان نیز مطرح شوند: چگونه می‌توان امنیت را با حقوق و کرامت مردم جمع کرد؟ چگونه می‌توان از هویت یک جامعه حفاظت کرد، بدون آنکه به بسته شدن افق‌های اجتماعی و فرهنگی آن منجر شود؟ و چگونه می‌توان توسعه و امنیت را به گونه‌ای پیش برد که مردم یک منطقه صرفاً به عنوان ابزار تحقق اهداف کلان دیده نشوند، بلکه خود موضوع اصلی سیاست‌گذاری باشند؟

ما در مکتب مقاومت، اگر از آزادی ملت‌ها و کرامت انسان سخن می‌گوییم، این مفاهیم زمانی از سطح شعار فراتر می‌روند که در نحوه مواجهه ما با مسائل واقعی جامعه نیز انعکاس پیدا کنند. دفاع از مردم غزه باید با حساسیت نسبت به رنج انسان‌ها و حقوق آنان همراه باشد و توجه به هرمزگان نیز باید با درک دقیق ظرفیت‌ها، مسائل و مطالبات مردم آن منطقه صورت گیرد. نقطه اتصال این دو، پیش از آنکه در شعارهای سیاسی جست‌وجو شود، در این اصل انسانی نهفته است که امنیت، استقلال و پیشرفت زمانی معنا پیدا می‌کند که انسان و زندگی اجتماعی او در مرکز توجه قرار داشته باشد. از همین منظر، می‌توان میان تحولات خاورمیانه و مسائل داخلی ایران پیوندی تحلیلی برقرار کرد؛ پیوندی که نه بر شباهت‌سازی‌های شتاب‌زده، بلکه بر فهم مشترک از نسبت قدرت، جغرافیا، هویت و کرامت انسانی استوار باشد.

یادداشت از: حسن عبدی‌پور، کارشناس حوزه بین‌الملل

انتهای پیام/

 

نظرات

نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *